داستان های قرآن صفحه 132

صفحه 132

6. سلامم را به مادرم برسان.

7. پیراهنم را نزد او ببر تا به یادگار به نزد او باشد.

وقتی که ابراهیم اسماعیل را این چنین در یاری پدر بر انجام فرمان خدا، آماده دید با قلبی پر از صفا و صمیمیت گفت:

«نِعمُ العُونْ انتَ علی اَمرِ اللهِ؛ تو نیکو بنده خدا در انجام فرمان او هستی.»(8)


------------------------------

1- توضیح این که: ابراهیم می‌خواست قلبش مالامال از اطمینان شود، و احتیاط می‌کرد که مبادا وسوسه‌ای در کار باشد. با توجه به این که پای کشتن و قربانی کردن در میان بود.

2- گر چه قبلاً گفتیم هاجر از دنیا رفت، ولی قول دیگر این است که هاجر در این وقت، زنده بود، و این مطلب بر همین اساس است - ضمناً بعضی معتقدند که ذبیح، اسحاق بوده نه اسماعیل، بنابراین قول، ساره زنده بوده و در جریان ذبح بوده است، ولی اکثر علمای اسلام معتقدند که ذبیح، همان اسماعیل بوده است و این موضوع از امام صادق - علیه السلام - سؤال شد، فرمود: اسماعیل بود (نور الثقلین، ج 4، ص 424) و سخن معروف پیامبر - صلّی الله علیه و آله - «انا ابنْ الذبیحین» (من پسر دو قربانی هستم) با توجه به این که تردیدی نیست آن حضرت از نوادگان اسماعیل است، نیز این مطلب را تأیید می‌کند،(منظور از قربانی دوم، عبدالله پدر پیامبر - صلّی الله علیه و آله - است) اما در تورات، اسحاق به عنوان ذبیح معرفی شده، گویی مطلب تورات وارد روایات اسلامی شده است.

3- هم اکنون در مراسم حج در منی، سه ستون (به نامهای جَمره اولی و وْسطی و اُخری) به یاد این خاطره، سنگباران می‌شوند.

4- «یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ» (صافات -102).

5- مجمع البیان، ج 7، ص 452؛ تفسیر ابو الفتوح، ج 9، ص 320؛ معراج السعادة، ص 491.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه