داستان های قرآن صفحه 211

صفحه 211

رُحْمه هر چه در آن جا به جستجوی شوهر پرداخت او را نیافت و از فراق شوهر گریه کرد، و ایوب از آن مکان بلند او را می‌دید.

ایوب - علیه السلام - شخصی را نزد رُحْمه فرستاد، آن شخص نزد او آمد او را سرگردان یافت پرسید: «در جستجوی چه هستی؟ ای کنیز خدا؟»

رُحْمه گریه کرد و گفت: «در جستجوی آن مبتلا به بیماری هستم که در این محل افتاده بود، نمی‌دانم چه بر سرش آمده و آیا از دنیا رفته است؟»

آن شخص او را نزد ایوب - علیه السلام - برد، او ایوب - علیه السلام - را نمی‌شناخت، زیرا ایوب - علیه السلام - جوان و زیبا شده بود. در این هنگام بین ایوب و او گفتگوی زیر رخ داد.

ایوب: ایوب چه نسبتی با تو داشت؟

رُحْمه در حالی که گریه می‌کرد گفت: او شوهر من است آیا او را دیده‌ای؟

ایوب: آیا اگر او را بنگری او را می‌شناسی؟،

رُحْمه: آیا کسی هست که شوهر و سرپرستش را نشناسد؟

در این هنگام رُحْمه به چهره ایوب - علیه السلام - نگریست، چهره زیبای ایوب او را مجذوب کرد و گفت: «آن هنگام که شوهرم ایوب در سلامت بود، شبیه‌ترین انسانها به تو بود.»

ایوب: من همان ایوب هستم، که به من امر کردی تا گوسفندی را به نام ابلیس ذبح کنم، من از فرمان خدا اطاعت کردم، و از دستور شیطان سرپیچی نمودم، و به درگاه خدا به نیایش و راز و نیاز پرداختم، خداوند به من لطف کرد و نعمتهایش را به من باز گردانید.(1)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه