داستان های قرآن صفحه 232

صفحه 232

6- اقتباس از بحارالانوار، ج 13، ص 50 تا 53؛ در آیه 49 سوره بقره به شکنجه شدن بنی‌اسرائیل و کشته شدن پسران آنها به دست فرعونیان اشاره شده است.

ماجرای تولد موسی (ع) و نگهداری او

حضرت موسی (ع) / ماجرای تولد موسی (ع) و نگهداری او

هنگام ولادت موسی - علیه السلام - هرچه نزدیکتر می‌شد، مادر موسی - علیه السلام - نگرانتر می‌گردید، و همواره در این فکر بود که چگونه پسرش را از دست جلّادان فرعون حفظ کند.

امداد و لطف الهی موجب شد که آثار حمل در یوکابد مادر موسی - علیه السلام - چندان آشکار نباشد، از سوی دیگر یوکابد با قابله‌ای دوست بود، و آن قابله به خاطر دوستی، حمل مادر موسی - علیه السلام - را گزارش نمی‌داد.

لحظات تولّد موسی - علیه السلام - فرا رسید، مادر موسی - علیه السلام - به دنبال دوستِ قابله‌اش فرستاد و از او استمداد نمود، قابله آمد و مادر موسی - علیه السلام - را یاری نمود، موسی - علیه السلام - در مخفیگاه دور از دید مردم متولد شد، در این هنگام نور مخصوصی از چهره موسی درخشید که بدن قابله به لرزه افتاد، همان دم محبّت موسی در قلب قابله جای گرفت، قابله به مادر موسی گفت:

«من تصمیم گرفته بودم تولّد موسی - علیه السلام - را به مأموران خبر دهم (و جایزه‌ام را بگیرم) ولی محبّت این نوزاد به قدری بر قلبم چیره شد که حتی حاضر نیستم مویی از او کم شود.»

قابله از خانه مادر موسی - علیه السلام - بیرون آمد، بعضی از جاسوسان حکومت، او را دیدند، تصمیم گرفتند به خانه مادر موسی وارد گردند، خواهر موسی(1) ماجرا را به یوکابد گفت؛ یوکابد دستپاچه شد که چه کند، در این میان از شدّت وحشت، هوش از سرش رفته بود، نوزاد را به پارچه‌ای پیچید و به تنور انداخت.

مأمورین وارد خانه شدند و در آنجا جز تنور آتش ندیدند، تحقیقات از مادر موسی - علیه السلام - شروع شد، به او گفتند: «قابله در اینجا چه می‌کرد؟»

یوکابد گفت: «او دوست من است و به عنوان دیدار به اینجا آمده بود.» مأمورین مأیوس شده و از خانه خارج شدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه