داستان های قرآن صفحه 249

صفحه 249

هامان دستور داد در زمین بسیار وسیعی، به ساختن کاخ و برجی بلند مشغول شدند، پنجاه هزار بنّا و معمار مشغول کار گشتند و ده‌ها هزار کارگر، شبانه‌روز به کار خود ادامه دادند، و در همه جا سر و صدای آن پیچید. به گفته بعضی، معماران آن را چنان ساختند که از پلّه‌های مارپیچ آن، مرد اسب‌سواری می‌توانست بر فراز برج قرار گیرد.

پس از پایان کار ساختمان، فرعون شخصاً برفراز برج رفت، نگاهی به آسمان کرد، منظره آسمان را همانگونه دید که از روی زمین صاف معمولی می‌دید، تیری به کمان گذاشت و به آسمان پرتاب کرد، تیر بر اثر اصابت به پرنده (یا طبق توطئه قبلی خودش) خون‌آلود بازگشت، فرعون از فراز برج پایین آمد و به مردم گفت: «بروید فکرتان راحت باشد، خدای موسی را کشتم.»

فرعون با این گونه تزویر و نیرنگ و نمایش قدرت، به عوام‌فریبی پرداخت و مدّتی با این حرکات بیهوده، مردم را به امور پوچ و توخالی، سرگرم کرد و با این سرگرمی‌های خنده‌آور، می‌خواست مردم را از موسی و خدای موسی - علیه السلام - غافل و بی‌خبر سازد و با ایجاد مسائل انحرافی، آنها را از مسائل اصلی دور نگهدارد، ولی به قدرت الهی برج آسمانخراش او به لرزه افتاد و فروریخت و جمعی در میان آن کشته شدند.(7)

طبق بعضی از روایات، جبرئیل از سوی خدا به سوی آن برج آمد و با پرِ خود به آن زد، برج به سه قسمت شد و هر قسمتی به جایی سقوط کرد.(8)


------------------------------

1- در حقیقت آن شعله، آتش نبود، بلکه یکپارچه نور بود که نمایی مانند آتش داشت.

2- مضمون آیات 29 تا 32 سوره قصص؛ بحارالانوار، ج 13، ص 61.

3- دو معجزه عصا و ید بیضاء، در آیه 20 تا 22 سوره طه نیز، ذکر شده است.

4- سوره طه، آیه 42 تا 46.

5- سوره طه، آیه 56 تا 64.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه