داستان های قرآن صفحه 250

صفحه 250

6- قصص، 38.

7- اقتباس از تفسیر ابوالفتوح رازی، ج 8، ص 464؛ تفسیر نمونه، ج 12، ص 85 تا 88.

8- بحارالانوار، ج 13، ص 151.

ماجرای سامری منافق

حضرت موسی (ع) / ماجرای سامری منافق

گفتیم حضرت موسی - علیه السلام - اکنون که از دست فرعونیان نجات یافته، می‌خواهد برای ملّت بنی‌اسرائیل، حکومت تشکیل دهد و هر حکومتی نیاز به قانون دارد. او با گروهی از برجستگان بنی‌اسرائیل به کوه طور رفت، تا الواح تورات را از درگاه خدا بگیرد، تا همان کتاب آسمانی، قانون اساسی مردم گردد.

نخست طبق وعده خدا، به بنی‌اسرائیل فرمود: «من سی روز از میان شما غایب هستم، جانشین من برادرم هارون است. در پرتو راهنمایی‌های او به زندگی ادامه دهید تا من بازگردم.»

موسی - علیه السلام - به کوه طور رفت و به مناجات و عبادت پرداخت. سی شبانه‌روز به پایان رسید، خداوند ده روز دیگر را به آن افزود و مجموع آن چهل روز گردید.

از آنجا که در آغاز هر انقلابی، حوادثی انحرافی رخ می‌دهد، و خود انقلاب کرده‌ها، گاهی حزب و گروه خاصّی را به دو خود جمع می‌کنند، قوم موسی - علیه السلام - نیز از این انحراف مصون نماندند. موسی بن ظفر که بعداً به نام «سامری» معروف شد، از بنی‌اسرائیل بود (او همان کسی بود که در ماجرای درگیری او با قبطی، موسی به کمک او شتافت و قبطی را کشت) سامری با اینکه سابقه انقلابی داشت، و از یاران موسی بود، پس از پیروزی موسی - علیه السلام - جزء منافقین گردید و در غیاب موسی - علیه السلام -، و از زمینه‌ای که در میان بنی‌اسرائیل وجود داشت سوء استفاده کرده و از طلاهای فرعونیان، که جمع شده بود، با زیرکی خاصّی مجسّمه گوساله‌ای درست کرد، و مردم را به پرستش آن دعوت نمود.

براثر وزش باد از سوراخهای بدن این مجسّمه صدایی همچون صدای گوساله بیرون می‌آمد و به این ترتیب اکثریت قاطع جاهلان بنی‌اسرائیل، از راه توحید خارج شده و گوساله‌پرست شدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه