داستان های قرآن صفحه 422

صفحه 422

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید *** بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست

ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی *** تیری به قضا و قدر انداخت بر او راست

چون خوب نظر کرد پر خویش در آن دید *** گفتار ز که نالیم که از ماست که بر ماست

خسرو تو برون کن ز سر این کبر و منی را *** دیدی که منی کرد عقابی چه بر او خاست


------------------------------

1- و طبق پاره‌ای از روایات، مادر هیرودیا (که همسر شاه بود) هیرودیا را وادار کرد، که شاه را مجبور به قتل یحیی - علیه السلام - کند، به این ترتیب که به شوهرش شراب داد، و دخترش را آرایش کرده با لباسهای پرزرق و برق نزد شاه فرستاد و به او گفت: اگر شاه به طرف تو آمد تمکین نکن. مگر سر بریده یحیی - علیه السلام - را در آن جا حاضر کند... (بحار، ج 14، ص 180 و 181).

2- زیرا فتوا داده بود که ازدواج با دختر برادر و دختر زن حرام است، از این رو شاه او را زندانی کرده بود.

3- اقتباس از تاریخ انبیاء عماد زاده، ص 716 و 717.

4- تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 324.

5- بحار، ج 14، ص 168 و 358.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه