داستان های قرآن صفحه 486

صفحه 486

1. جنگ خندق، و قهرمانی‌های بی‌نظیر علی - علیه السلام -

بزرگترین حادثه سال پنجم هجرت، ماجرای جنگ خندق بود. مردانِ اطّلاعاتی پیامبر گزارش دادند که بیش از «ده هزار نفر» که از قبیله‌های مختلف تشکیل شده‌اند، از مکه برای براندازی اسلام و مسلمین به سوی مدینه حرکت کرده‌اند. پیامبر بی‌درنگ با سران اسلام به مشورت پرداخت، سلمان پیشنهاد کندن خندق (سنگری عظیم در سراسر راه‌های ورودی مدینه) نمود، این پیشنهاد پذیرفته شد، و طبق فرمان پیامبر، مسلمانان گروه گروه به کندن خندق پرداختند. مسلمانان سه هزار نفر بودند، خندق که طولی در حدود شش هزار متر و عرضی به وسعت مقداری که سواران دشمن نتوانند از آن سوی آن به این سو بپرند داشت، ساخته و پرداخته شد. لشکر عظیم دشمن فرا رسید، خندق را در برابر خود دید، حدود یک ماه پشت خندق زمین گیر شد و نتوانست وارد مدینه شود، سرانجام پنج نفر از قهرمانان دشمن از نقطه باریکی عبور کردند، و در بین خندق و کوه سَلْع (مرکز سپاه اسلام) به میدان تاختند و مبارز طلبیدند، این پنج نفر عبارت بودند از: 1. عمر بن عَبْدود 2. عکرمة بن ابی جهل 3. هُبَیرة بن وهب 4. نوفل بن عبدالله 5. ضرار بن خطّاب.

عمرو بن عبدود، قهرمان بی‌بدیل عرب بود و او را با هزار مرد جنگی می‌سنجیدند، با نعره‌های پیاپی مبارز می‌طلبید و می‌گفت: «وَ لَقَدْ بُحِحْتُ مِنَ النِّداءِ بِجَمْعِکُمْ هَلْ مِنْ مُبارِزٍ...؛ صدایم از فریاد کشیدن، گرفت و خسته شدم، آیا کسی هست که به نبرد با من به میدان آید؟»

مسلمانان از وحشت، در سکوت فرو رفته بودند، تنها حضرت علی - علیه السلام - با شنیدن صداهای پیاپی «عمرو»، مکرر به پیامبر التماس می‌کرد تا اجازه رفتن به میدان را به او بدهد.

سرانجام پیامبر - صلّی الله علیه و آله - به علی - علیه السلام - اجازه داد، و عمّامه خود را بر سر او بست و شمشیرش را به دست او داد و هنگام بدرقه، در حقّ علی - علیه السلام - چنین دعا کرد: «خدایا! در جنگ بدر، «عبیدة بن حارث» (پسر عمویم) را از من گرفتی، و در جنگ احد، حمزه (عمویم) را از من گرفتی، اینک این علی بن ابیطالب برادر من است پروردگارا مرا تنها نگذار.»

سپس فرمود: «تمام اسلام در برابر تمام کفر قرار گرفت.»

حضرت علی - علیه السلام - شتابان به میدان رفت، وقتی که در برابر «عمرو» قرار گرفت، بین آنها چنین گفتگو شد:

علی: «ای عمرو! تو در عصر جاهلیت می‌گفتی سوگند به لات و عُزّی، هر کس مرا به یکی از سه چیز بخواند همه سه تقاضای او، یا یکی از آنها را می‌پذیرم.»

عمرو: آری چنین است.

علی - علیه السلام - فرمود: من از تو تقاضا دارم و آن گواهی دادن به یکتایی خدا و رسالت محمد - صلّی الله علیه و آله - می‌باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه