داستان های قرآن صفحه 493

صفحه 493

حضرت محمد (ص) / ماجرای فتح مکّه

در سال ششم هجرت، جریان «صلح حدیبیه» (چنان که خواهیم گفت) راه را برای فتح مکّه هموار کرد و هم چون نردبانی بود که مسلمانان توانستند با پیمودن پله‌های آن بر بام فتح مکّه گام نهند.

با توجه به این که مکّه پایگاه قریش و بت پرستان و مشرکین جزیرة العرب بود و با آزاد سازی آن، بزرگترین پیروزی نصیب مسلمانان می‌شد، به اهمیت این فتح بزرگ پی می‌بریم.

اما این که این فتح شیرین و عجیب چگونه صورت گرفته و از کجا شروع شد؟ بطور مشروح در آینده خاطر نشان خواهد شد.

یکی از مواد پیمان نامه صلح حدیبیه این بود که: بستن پیمان دوستی بین طوایف، آزاد است و شکستن اجباری آن از ناحیه دیگری برخلاف اصول پیمان نامه است ولی این صلح تا زمانی محترم است که نقض نشود، ولی نقض آن توسط مشرکان به منزله بطلان آن است. و بر این اساس، بعضی از طوایف با بعضی دیگر، پیمان بستند، از جمله: قبیله کنانه با قریش، و قبیله خزاعه با مسلمین پیمان بستند.

ولی طولی نکشید که «قبیله کنانه»، به قبیله «خزاعه» (هم پیمانان اسلام) حمله‌ور شدند، و عده‌ای از آنها را با وضع رقّت بار در بستر خواب کشته، و عده‌ای را اسیر کردند. وقتی این گزارش به پیامبر رسید،(1) آن حضرت از این پیمان شکنی، سخت ناراحت شدند و به همین جهت تصمیم به فتح مکّه را گرفتند، چرا که در جزیرة العرب مکّه تنها پایگاهی بود که در دست مشرکان و مخالفان اسلام باقی مانده بود و آن را مرکز کارشکنیهای خود قرار داده بودند، و بدیهی است که می‌بایست این سرزمین مقدس، از لوث وجود مشرکان پاک می‌گردید.

پیامبر اعلام بسیج عمومی کرد، مسلمانان با شور و هیجان به این اعلام، پاسخ مثبت دادند و طولی نکشید که ده هزار نفر مسلمانان مسلّح آماده شدند.

پیامبر - صلّی الله علیه و آله - همراه اصحاب و ده هزار نفر مسلمان در ماه رمضان(2) از مدینه به سوی مکّه حرکت کردند حرکت سپاه محمد - صلّی الله علیه و آله - به قدری منظم و براساس اصول تاکتیک نظامی بود که ده هزار نفر مسلمان همراه پیامبر تا سرزمین «مرّ الظّهران» (چهار فرسخی مکّه) آمدند؛ بدون آن که قریش و مشرکان متوجه حرکت سپاه اسلام بشوند، این حرکت غافلگیرانه و تلاشهای رزمی سپاه مسلمین، رعب و وحشت عجیبی بر دل دشمن افکند.

جالب این که عباس عموی پیامبر که در خفا قبول اسلام کرده بود و در ظاهر در میان مشرکان مکّه بسر می‌برد، و آنها می‌دانستند که او مسلمان است، نقش فعّالی در سرکوب معنوی دشمن داشت. از طرفی اخباری که به ضرر دشمن بود مخفیانه به آنها می‌رساند، و بالعکس اخبار دشمن و مشرکان را به مسلمین گزارش می‌داد.

ابوسفیان که مورد احترام مشرکان اهل مکّه و رئیس آنان بود، وقتی در بیرون مکّه، لشکر اسلام را مشاهده کرد (چنان که چگونگی آن در داستانهای آینده خاطر نشان می‌شود) آن چنان وحشت زده و مرعوب لشکر پر صلابت اسلام گردید که به مکّه برگشت و فریاد زد: «ارتش اسلام کاملاً مجهّز است و به زودی شهر مکّه را محاصره خواهد کرد، بزرگ آنها محمد - صلّی الله علیه و آله - قول داده که هر کس به مسجد الحرام و کنار کعبه رود و یا اسلحه را به زمین بگذارد در امان خواهد بود.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه