داستان های قرآن صفحه 522

صفحه 522

حضرت علی - علیه السلام - حرکت کرد و در سرزمین «جُحفه» به ابوبکر رسید، و فرمان پیامبر را به او ابلاغ نمود، ابوبکر آیات را در اختیار علی - علیه السلام - گذاشت، علی - علیه السلام - به مکّه رفت و قطعنامه بیزاری از مشرکان را در «مِنی» خواند و به اطّلاع مردم رسانید.

ابوبکر به مدینه مراجعه کرد، و به محضر رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - رسید و عرض کرد: «نخست مرا برای اعلام برائت از مشرکان، نصب کردی، ولی اکنون عزل نمودی، آیا آیه‌ای بر ضد من نازل شده است؟» پیامبر فرمود:

«لا، اِلّا اِنِّی اُمِرْتُ اَنْ اُبَلِّغَهُ اَنَا اَوْ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیتِی؛ نه، جز این که من از جانب خدا مأمور شده‌ام که آن آیات را خودم یا یکی از مردان خاندانم ابلاغ کند.»(1)

و در مسند احمد آمده، پیامبر - صلّی الله علیه و آله - در پاسخ ابوبکر فرمود:

«لا وَ لکِنْ جِبْرِئیلُ جائَنِی فَقالَ لا یؤَدّی عَنْکَ اِلّا اَنْتَ اَوْ رَجُلٌ مِنْکَ؛ نه، ولی جبرئیل نزد من آمد و گفت: آن را جز تو یا مردی از تو، ابلاغ نکند.»(2)

این ماجرا در احادیث شیعه و سنّی از امور قطعی است، و به روشنی بیانگر آن است که امیر مؤمنان علی - علیه السلام - در مسایل مربوط به حکومت اسلامی، شایسته‌تر از دیگران است، هدف از این عزل و نصب آن است که عملاً مردم بدانند که علی - علیه السلام - از نظر روحیه و جهات معنوی و سیاسی، قرین و همسان پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - می‌باشد.


------------------------------

1- خصائص نسائی، ص 28؛ مغازی واقدی، ج 3، ص 1077؛ ارشاد مفید، ص 33.

2- مسند احمد، ج 1، ص 151.

ماجرای مباهله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه