داستان های قرآن صفحه 567

صفحه 567

33- داستان هاروت و ماروت

داستان هاروت و ماروت

داستان هاروت و ماروت

در روزگاران پیش، پس از عصر حضرت سلیمان - علیه السلام - سحر و جادوگری در میان مردم بابِل به طور عجیبی رایج شده بود. بابِل از شهرها و سرزمینهای تاریخی مربوط به پنج هزار سال قبل است، که شامل منطقه وسیعی بین رود فرات و دجله می‌شد. دارای تمدن عظیمی بود، و آن چنان بزرگ شد که به آن کشور بابِل می‌گفتند. این کشور دارای شهرهایی بزرگ و قلعه‌های بلند، و قصرهای سر به فلک کشیده و بتکده‌های عظیم بود، و اکنون از آن بناهای عظیم، خرابه‌هایی باقی مانده است که جزء آثار باستانی به شمار می‌آید.

سحر و جادوگری در میان مردم بابِل بسیار رایج بود، آنها از طلسمات و علفهای مخصوص و پاشیدن آب متبرک، و دوختن نوارهای مخصوص، برای انجام کارهای حیرت‌انگیز و شگفت‌آور استفاده می‌کردند...(1)

از تاریخ استفاده می‌شود که حضرت سلیمان - علیه السلام - تمام نوشته‌ها و اوراق جادوگری مردم بابِل را جمع‌آوری کرد، و دستور داد تا در محل مخصوصی نگهداری کنند (این نگهداری برای آن بود که مطالب مفیدی برای دفع سحر در میان آنها وجود داشت.) سلیمان - علیه السلام - به این ترتیب برای نابودی سحر و جادوگری اقدام نمود.

ولی پس از وفات سلیمان - علیه السلام -، گروهی آن اوراق را بیرون آورده و به اشاعه و تعلیم سحر پرداختند، و بار دیگر بازار سحر و جادو رونق گرفت.

برای جلوگیری از سحر و جادو، و زیانهای آن لازم بود اقدامی جدی صورت بگیرد و برای جلوگیری از آن چاره‌ای جز این نبود که مردم راه باطل کردن سحر را یاد بگیرند، و چنین کاری مستلزم آن است که خود سحر را نیز یاد بگیرند، تا بتوانند با فوت و فن دقیق، آن سحرها را باطل نمایند.(2)

خداوند دو فرشته «هاروت و ماروت» را به صورت انسان به میان مردم بابل فرستاد، تا به آنها سحر و جادو یاد بدهند، تا بتوانند از سحر ساحران جلوگیری نمایند.

آمدن هاروت و ماروت در میان مردم بابل فقط به خاطر تعلیم سحر برای خنثی سازی سحر بود، از این رو آنها به خصوص به هر کس که سحر می‌آموختند به او اعلام می‌کردند که:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه