داستان های قرآن صفحه 579

صفحه 579

عمّار می‌گوید: او را به هوش آوردم، به من گفت: ای مرد اگر آیه دیگری نیز راجع به عذاب جهنّم می‌دانی برایم بخوان، من هم این طور خواندم: {یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ} (2)

یعنی: ای کسانی که ایمان آوردید، خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ دور نگه دارید، آتشی که مردم کافر و سنگ خارا، آتش افروز آن است.

این آیاتی است که اگر دل نمرده باشد، انسان را تکان می‌دهد، آیه دوم را خواندم دوباره به زمین افتاد، نفسش قطع گردید و کارش تمام شد؛ بستگان، دوستان و مؤمنین، برای دفن او حاضر شدند من از آنها خواهش کردم که غسل دادن او را به من واگذارند، هنگامی که او را برهنه کردم، روی سینه‌اش به قلم قدرت الهی، این آیه نوشته شده بود:

{فَهُوَ فِی عِیشَةٍ راضِیَةٍ * فِی جَنَّةٍ عالِیَةٍ} (3)

یعنی: این چنین شخصی در بهشت ابدی دارای زندگی خوشی خواهد بود؛ پس از غسل، او را به خاک سپردم، شب در عالم رؤیا او را دیدم، تاج کرامت بر سر، و جلال و شکوه فوق العاده‌ای داشت، از او پرسیدم: خدا با تو چگونه معامله کرد؟

گفت: خدا به من درجه‌ای بالاتر از شهیدان عنایت فرمود.

فرشتگان به من گفتند: شهیدان کشته شمشیر کفّارند ولی تو کشته آیه قهر خدا هستی.

پاورقی‌ها:


------------------------------

1) سوره معارج، آیات 15 و 16.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه