داستان های قرآن صفحه 590

صفحه 590

ابن هشام گوید: طفیل تا روز حادثه‌ی خیبر میان قبیله خود بود و به نشر آیین اسلام اشتغال داشت و در همان حادثه با هفتاد و هشتاد خانواده مسلمان به پیامبر - صلّی الله علیه و آله - پیوست و در اسلام خود همچنان پایدار بود تا اینکه پس از درگذشت پیامبر به عصر خلفا در جنگ یمامه شربت شهادت نوشید. منبع: سیره ابن هشام، ج 1

ترس معاویه از قرآن

ترس معاویه از قرآن

در مسافرت معاویه به حج در دورانی که در مدینه توقف داشت روزی از یکی از کوچه‌های مدینه می‌گذشت، عبورش بر گروهی از قریش افتاد که گرد هم نشسته بودند. آنان همه چون معاویه را دیدند به احترام برخاستند! تنها ابن عباس بود که اعتنا نکرد و از سرجای خود حرکت ننمود. معاویه از این موضوع ناراحت شد و به اعتراض گفت: ای ابن عباس، چطور با آنکه دوستان تو برخاستند، تو برنخاستی! این نیست مگر بر اثر اندوهی که از من در دل داری و آن، خاطره جنگ من با شماها در روز صفین است. ای ابن عباس، عموزاده من عثمان مظلومانه کشته شد!

ابن عباس گفت: عمر بن خطاب نیز کشته شد. (یعنی اگر تو می‌خواهی از مظلوم دفاع کنی عمر هم به نظر تو باید مظلومانه کشته شده باشد. چرا نامی از او نمی‌بری؟) پس خلافت را به فرزنداو واگذار کن.

معاویه: عمر را مردی مشرک به قتل رسانید!

ابن عباس: پس عثمان را چه کسی به قتل رسانید؟

معاویه: مسلمانان او را کشتند.

ابن عباس: این که بیشتر حجت تو را از بین برده و به ضرر تو تمام می‌شود و موجب حلیت خون او خواهد بود. چه آنکه اگر مسلمانان او را کشتند و خوار کردند، حتما به جا و به حق بوده است.

معاویه: ما بخش‌نامه کرده و به همه آفاق نوشته‌ایم و همه را از ذکر مناقب علی و اهل بیتش نهی کرده‌ایم. بنابراین ای ابن عباس زبانت را نگه دار و خویشتن را حفظ کن!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه