داستان های قرآن صفحه 600

صفحه 600

نقل شده که بعد از وفات نفیسه شوهرش اسحاق مؤتمن پسر حضرت صادق (ع) خواست بدن او را به مدینه معظمه منتقل کند و در بقیع دفن نماید، اهل مصر اجتماع نمودند و درخواست کردند که آن مخدّره را در مصر بگذارند برای تبرّک و تیمّن، و حتّی مال بسیاری بذل کردند، امّا اسحاق راضی نشد، تا آنکه در خواب پیغمبر (ص) را دید که فرمود:

درباره نفیسه با اهل مصر معارضه مکن چرا که به واسطه برکت او بر آنها رحمت نازل می‌شود.

پاورقی:


------------------------------

1) سوره انعام، آیه 127

بسم اللّه نگفت و از کرسی افتاد

بسم اللّه نگفت و از کرسی افتاد

عبدالله بن یحیی در محضر مقدّس حضرت امیرالمؤمنین (ع) روی کرسی نشست و چون {بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ} نگفت و سخن آغاز کرد، از کرسی به زمین افتاد، سر او شکست و خون جاری شد.

حضرت امیر (ع) فرمودند:

آیا می‌دانی که رسول الله (ص) مرا حدیثی فرمود از جانب خدای عزّوجّل که: هر امری که اسم خدا در آن ذکر نشود ابتر است، یعنی عاقبت خیر ندارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه