داستان های قرآن صفحه 610

صفحه 610

فاتحة الکتاب و مارگزیده

ابوسعید خدری گفت: در یکی از سفرها با یارانی چند با هم به سفر می‌رفتیم، در بین راه به قبیله‌ای از قبایل عرب رسیدیم، در نزدیکی آن قبیله فرود آمدیم تا خستگی سفر به در کنیم، آن قبیله توجهی و عنایتی و مراعاتی و مواساتی به ما نکردند، طولی نکشید که سر و صدایی بین آن قبیله بلند شد و تنی چند از آن قبیله به سوی ما آمدند و گفتند که بزرگ ما را مار گزیده است اگر در بین شما کسی هست تا بیاید و سید ما را شفا دهد.

همراهان گفتند: ما به شفا دادن به سید شما آشناییم اما چون شما به ما لطفی و توجهی نکردید، لذا ما با گرفتن حق الزّحمه به سید شما شفا می‌دهیم قاصدان قبیله گفتند که یک گله گوسفند به شما خواهیم داد، آنگاه یکی از ما رفت و بر سید آن قبیله که دچار مارگزیدگی گردیده بود سوره فاتحة الکتاب بخواند و دست وی فرود آورد، خدای مهربان جهانیان به برکت آن سوره، سید آن قبیله را شفا عنایت فرمود، اهل قبیله از بهبودی سید خود خوشحال شدند و گوسفندانی چند به ما بدادند. منبع: روایات گهربار، دکتر بهروز ثروتیان

انقلابی درونی با یک آیه

انقلابی درونی با یک آیه

علامه مجلسی (ره) می‌نویسید: وقتی آیه:

{وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ} (1)

بدرستی که جهنم وعده‌گاه گمراهان است. برای آن است هفت در برای هر در از آن گمراهان، جزئی تقسیم شده است.

نازل شد. رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - گریه‌ی شدیدی کرد. صحابه هم از گریه آن حضرت گریه کردند، بدون اینکه بدانند جبرئیل چه آورده و رمز گریه پیغمبر چیست. کسی هم توانایی سخن گفتن با آن حضرت نداشت و از عادات پیامبر - صلّی الله علیه و آله - این بود که هر زمان فاطمه را می‌دید مسرور می‌گردید. از همین رو سلمان رهسپار خانه فاطمه - سلام الله علیها - شد. وقتی وارد گردید، دید مقداری جو پیش روی فاطمه - سلام الله علیها - است و مشغول آرد کردن آن می‌باشد و این آیه را می‌خواند.

{وَما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی} (2)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه