داستان های قرآن صفحه 617

صفحه 617

قرآن را برداشتم متوجه قادر متعال شدم و خواستم که از قرآن، عاقبت امر را به من نشان دهد پس قرآن را باز کردم، دیدم در اوّل صفحه این آیه‌ی مبارکه است:

{قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً} (1)

بگو حق آمد و باطل نابود شد، بدان که باطل نابودشدنی است.

من از این تفال بسیار نیک، آرامش خاطر پیدا کرده و مطمئن شدم که امام (ره) آزاد خواهد شد تا آنکه بعد ازچندی در اثر فشار ملت و اقدام علمای اعلام و مهاجرت علمای بزرگ شهرستان‌ها به تهران، دولت و شاه مجبور شدند که امام (ره) را آزاد کنند، تا اینکه مرتبه دوّم حضرت امام را دستگیر کردند، این دفعه ایشان را به ترکیه، تبعید نمودند، دوباره من ناراحت شدم و قرآن را برداشتم خواستم با تفال به قرآن بدانم که عاقبت کار چه خواهد شد (البته این قرآن، غیر از آن قرآنی بود که در کبوتر آهنگ بود) وقتی قرآن را گشودم، باز دیدم که اوّل صفحه، این آیه است: {قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً} خیالم راحت شد، دانستم که این دفعه نیز امام آزاد می‌شود تا اینکه پس از مدتی که امام در ترکیه بود ایشان را به نجف فرستادند ناچار به پاریس تشریف آوردند که این پیشامد نیز موجب فکر و خیال و ناراحتی مسلمانان بود من دوباره به فکرم آمد که از قرآن کمک بگیرم و با قرآن تفال بزنم تا بدانم این مرتبه کار امام (ره) به کجا خواهد رسید، قرآن را باز کردم، باز دیدم در اوّل صفحه این آیه آمد:

{قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ ...}

پاورقی:


------------------------------

1) سوره اسراء، آیه 81. منبع: مردان علم در میدان عمل، ج 3

یک ماه غذا با قرآن

یک ماه غذا با قرآن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه