داستان های قرآن صفحه 621

صفحه 621

موفقیت، در پرتو تلاوت حقیقی قرآن

شیخ سلیمان ندوی، از روحانیون نامدار پاکستان، نقل شده است که گفت: روزی به دیدار اقبال لاهوری رفتم و به او گفتم: بسیار شگفت‌آور است که من و امثال من، که عمری را در تحصیل علوم مذهبی صرف کرده‌ایم و متخصّص شده‌ایم، هیچ کدام نتوانسته‌ایم به اندازه‌ی شما در نشر معارف اسلامی و تأثیر آن در میان مردم موفق باشیم، اما چطور شما تا به این اندازه موفق بوده‌اید؟ اگر ممکن است علت موفقیت خود را بیان کنید.

اقبال در پاسخ شیخ سلیمان ندوی گفت: اگر به زعم شما توانسته باشم در این باره موفقیتی به دست آورده باشم، عمل به توصیه‌ای است که پدرم به من کرده است:

روزی هنگام صبح که مشغول تلاوت قرآن بودم، پدرم از جلوی اطاق من عبور کرد و گفت: چه می‌خوانی؟ گفتم قرآن می‌خوانم، آنگاه پدرم گفت: بسیار خوب! اما دوست دارم قرآن را آنچنان بخوانی که گویا همین الآن بر تو نازل شده است و خداوند دارد با تو سخن می‌گوید: این توصیه را اقبال فراگوش داشت و همواره با تأمّل و حزن قرآن می‌خواند و چنین می‌پنداشت که همین الان قرآن بر او نازل شده است.

اینک یک نسخه از قرآن، که اقبال از روی آن تلاوت می‌کرد، در موزه موجود است.

هنگامی که اقبال قرآن می‌خواند، اشک از صورتش سرازیر می‌شد، و بر این مصحف فرو می‌ریخت که آثارش بر روی کاغذهای آن موجود است و به همین دلیل در موزه نگه داشته شده است.

اقبال لاهوری به قرآن اهمیت می‌داد و آن را بس مهم می‌شمرد. روحش شاد. منبع: مجله قرآنی بشارت

صدای تلاوت قرآن، از داخل عمارت

صدای تلاوت قرآن، از داخل عمارت

عالم جلیل مرحوم ملامحمد حسن قزوینی می‌گوید: من در سفر حجّ به محلی رسیدم که در شام سر منور حسین (ع) را در آنجا گذاشته بودند؛ در باغستان‌های آنجا مسجدی بود به نام مسجد الحسین (ع) و من چون داخل مسجد رفتم در یکی از ساختمان‌های آن پرده‌ای آویخته دیدم. چون آن پرده را کنار زدم سنگی دیدم در دیوار به کار برده شده بود و دیدم گردن یک سری در آن سنگ آشکار است، و نیز دیدم خون منجمد و خشک شده بر آن گردن مشاهده می‌شود. چون چنین دیدم از خادم آن مسجد از آن سنگ و گردن و خون منجمد پرسیدم؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه