داستان های قرآن صفحه 69

صفحه 69

مردم آب شهر را نوبت بندی کردند، یک روز نوبت ناقه بود که همه آب را می‌آشامید، و روز دیگر نوبت مردم که از آن آب استفاده کنند.

حضرت صالح - علیه السلام - به قوم ثمود چنین فرمود: «ای قوم من! خدا را بپرستید که جز او معبودی برای شما نیست، دلیل روشنی از طرف پروردگار برای شما آمده است، و آن این ناقه الهی است، که برای شما معجزه‌ای بزرگ است، این ناقه را به حال خود بگذارید که در سرزمین خدا (از علفهای بیابان) بخورد، و به آن آزار نرسانید. که اگر آزار برسانید، عذاب دردناکی شما را فرا خواهد گرفت».(6)

قوم ثمود - جز اندکی از آنها - بر اثر غرور و سرکشی نتوانستند وجود این معجزه بزرگ الهی را تحمّل کنند، آنها در مضیقه آب قرار گرفتند، و هرگز راضی نبودند که آب شهر یک روز در اختیار آن ناقه باشد، و یک روز در اختیار مردم.

با این که آنها چنین حقّی نداشتند، زیرا خداوند آن چشمه آب را برای صالح - علیه السلام - به وجود آورده بود، و آن گاه نیمی از آب آن را در اختیار شتر قرار داده بود.(7)

وانگهی در آن روز که آب در اختیار ناقه بود، ناقه تمام آب چشمه را می‌آشامید، و در مقابل، شیر بسیار به آن مردم می‌داد، به طوری که پیر و جوان و کودک و زن و مرد از آن شیر بهره‌مند می‌شدند(8) بنابراین ناقه نه تنها هیچ گونه زیانی به مردم نمی‌رسانید، بلکه مایه برکت برای همه بود.

در عین حال قوم تیره دل و ناپاک ثمود، به جای تشکر و قدردانی، به عنوان حمایت از بت پرستی، هم چنان مخالفت می‌کردند، و با این که حضرت صالح - علیه السلام - مکرّر به آنها هشدار داد: «که این ناقه، نشانه الهی است، کمترین آزاری به آن نرسانید و گرنه عذاب سختی در کمین شما است». تصمیم گرفتند، آن ناقه را به قتل برسانند.(9)

کشته شدن ناقه صالح به دست یاغیان سرکش

در آیات متعددی از قرآن(10) فهمیده می‌شود که مشرکان قوم ثمود تصمیم گرفتند ناقه صالح - علیه السلام - را به قتل برسانند، و این تصمیم جنایتکارانه را اجرا نمودند.

مستکبران و سرمایه داران سرمست و مغرور می‌دیدند با وجود ناقه که معجزه عجیب صالح - علیه السلام - بود، ممکن است به زودی توده‌های مردم به حضرت صالح - علیه السلام - ایمان بیاورند، و از آیین نیاکان خود، روی برگردانند، تصمیم گرفتند آن ناقه را پی کنند و به این ترتیب بکشند، یعنی با دنبال کردن آن شتر، عصب محکم مخصوص را که در پشت پای شتر قرار دارد و عامل اصلی برای حرکت و راه رفتن او است، قطع نمایند، که قطع کردن آن، موجب سقوط شتر و قدرت نداشتن او برای حرکت می‌شود.

آنها با کمال گستاخی، شتر را پی کردند و بر او ضربه‌های شدید زدند، سپس با کمال بی‌شرمی نزد حضرت صالح - علیه السلام - آمده و گفتند: «ای صالح! اگر تو فرستاده خدا هستی، هر چه زودتر عذاب الهی را به سراغ ما بفرست.»(11)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه