- تقديم به 1
- متن تأئيديه حضرت آيةاللّه محمد يزدي 2
- متن تائيديه حضرت آيةاللّه مرتضي مقتدايي 3
- متنتأييديه حضرت آيةاللّهسيدعلياصغردستغيبنماينده محترمخبرگانرهبريدراستانفارس 4
- مقدمه ناشر 5
- فصل اول : اسماعيل عليهالسلام وانتقال نسل ابراهيم عليهالسلام به مكه 10
- دعاي ابراهيم براي درخواست فرزند 11
- بشـارت تولد اسمـاعيل 12
- تولد اسماعيل و انتقال او به مكه 14
- جاري شدن آب زمزم و آغاز آباداني مكه 19
- جواني اسماعيل و بناي خانه كعبه 20
- داستان ذبح اسمـاعيل 22
- داستان ذبح اسماعيل در روايات 27
- اسماعيل در تورات 28
- شخصيـت اسماعيل در قرآن 30
- ازدواج اسماعيل 33
- فصل دوم:نسل اسماعيل عليهالسلام 38
- فرزندان واقعي ابراهيم كيستند؟ 40
- آل ابراهيم كيستند؟ 42
- نزديكترين مردم به ابراهيم عليهالسلام 46
- دعاي ابراهيم براي ظهور پيامبر اسلام صلياللهعليهوآله 48
- اسلامي براي نسل ابراهيم؟ 49
- نسل اسماعيل و نعمتهاي خدا در حق آنها 51
- فصل سوم:اسحق و يعقوب عليهمالسلام وآغاز تاريخ بنياسرائيل 56
- داستان بشارت در سوره هود 57
- داستان بشارت در سوره حجر 59
- داستان بشارت در سوره عنكبوت 61
- داستان بشارت در سوره صافّات 62
- داستان بشارت در سوره ذاريات 64
- بشارت تولد اسحق و زمان آن 67
- موضوع مجادله ابراهيم با فرستادگان خدا 68
- حديث ميهمانان ابراهيم عليهالسلام 69
- نكاتي ديگر از ميهمانان ابراهيم 72
- تحليلي از موضوع بشارت 75
- مفهوم ترس ابراهيم از ملائكه 77
- تغيير حالت همسر ابراهيم عليهالسلام 78
- تولد اسحق و يعقوب عليهالسلام 79
- رحمت و بركات الهي بر اهل بيت ابراهيم عليهالسلام 80
- ابراهيم، اسحق و يعقوب: سه پيامبر ستوده خدا 82
- اسلام، آئين ابراهيم و فرزندانش و بنياسرائيل 84
- فصل چهارم: لوط پيامبر و مأموريت خاص او 87
- شيوع فحشاء همگاني در ميان قوم لوط 92
- شخصيت معنوي حضرت لوط 92
- مأموريت لوط عليهالسلام از طرف حضرت ابراهيم 93
- تبليغ و مبارزات حضرت لوط عليهالسلام 97
- تهديد و انذار بينتيجه لوط 101
- فصل پنجم :مقدمات هلاكت قوم لوط 103
- خبر نجات خانواده لوط 104
- تلاش ابراهيم براي نجات قوم لوط 106
- قطعي شدن عذاب قوم لوط 108
- زمان اعلام خبر نابودي قوم لوط 109
- فصل ششم :نابودي قوم لوط و عوامل و شرايط آن 111
- يوم عصيب! روز سخت مرد خدا 113
- سابقه فحشاء در قوم لوط 113
- حمله قوم به مهمانان لوط 114
- ماجراي دختران لوط 115
- فقدان رشد در قوم لوط 116
- تبديل فساد به سنت قومي ! 117
- معرفــي فرستادگان 119
- نهايت درماندگي يك انسان پاك ! 119
- خـروج شبانه و نجات لوط 120
- شهر لوط چگونه نابود شد؟ 122
- نشانهاي كه فرستادگان برجاي گذاشتند ! 123
- عبرت از خرابههاي شهر لوط 125
- بقاياي شهر لوط، انذاري براي كفار مكه 126
- تشــابهات زندگي غفلتبار اقوام گذشته 128
- موقعيت خرابههاي شهر لوط و قوم "ايكه" 129
- تحليل كلي از ماجراي نابودي قوم لوط 130
- قسـم عجيـب الهـي به جـان رسول اللّه صلياللهعليهوآله 133
- تاريخ لـوط در تورات 135
- شرح نابودي شهر لوط در تورات 139
- تورات و انتساب اعمال ناشايست به پيامبران 141
چون اين عادت در آنها رسوخ يافته و مستقر شده بود و گوش پذيرش از آنان سلب شده بود و هيچ موعظه و نصيحتي ايشان رااز كار بد باز نميداشت و لذا لوط در سخنـان خـود دختران خـويش را بـر آنـان عـرضه داشــت و آن گـاه بـديشــان گفـت:
(190) آغاز تاريخ بني اسماعيل و بني اسرائيل
ـ اِتَّقُوااللّهَ! از خدا بپرهيزيد و مرا در پيش ميهمانانم رسوا نسازيد!
ماجراي دختران لوط
لوط چون ديد قوم براي كار بد گرد آمدهاند و گفتن تنها به صورت موعظه يا سخن درشت ايشان را از اين كار باز نميدارد، خواست كار زشتي را كه ايشان ميخواستند انجام دهند به عمل حلال و بدون معصيت تبديل كند تا آنـان را از آن عمـل زشت بـاز دارد و لـذا دختـران خـود را بـرايشان عرضه داشت و آنهـا را بـه دليـل اين كـه طاهـرنــد بر ايشان ترجيــح ميداد. «قالَ يقَــوْمِ هآؤُلاآءِ بَناتــي هُنَّ اَطْهَــرُ لَكُــمْ،» ـ لـوط عليهالسلام فرمــود: «اين دختران من براي شمــا پاكيزهترند!» (78 / هود)
ماجراي دختران لوط (191)
با اين عبارت نشان داد كه دختران خود را به عنوان زناشوئي بر ايشان عرضه كرد نه آميزش غير مشروع! زيرا مقام پيغمبر خدا از چنين پيشنهادي مبراست و آميزش نامشروع به هيچوجه كار پاكي نيست !
احكام حرمت زنا از احكام عمومي الهي است كه در كليه شريعتهاي الهي كه بر پيغمبران نازل گشته تشريع شده است و لذا گفته كساني كه گفتهاند (لوط دختران خود را بدون قيد زناشوئي بر قوم عرضه كرد.) نادرست است. و معلوم نيست علاج فحشاء با فحشــاي ديگــر چــه معنــي دارد؟
و اگر چنين بود معني «اِتَّقُوااللّهَ» در اين ميانه چه بود؟
مسئله نكاح زنان مسلمه با مردان مسلم نيز در اين جا ايرادي نداشته است زيرا ممكن بود در شريعت ابراهيم در آن مرحله جايز بوده است، كما اين كه در صدر اسلام