آغاز تاریخ بنیاسماعیل و بنیاسراییل( تفسیر موضوعی المیزان) صفحه 119

صفحه 119

خلاصه‌اين‌كه قوم لوط پيشنهاداو رارد كردند و توجه‌او رابه‌اين نكته جلب‌كردند كه خودش مي‌داندكه‌ايشان برحسب سنت قومي خودحقي نسبت‌به دختران او ندارند، چـون دختـران او زن هستند و نيز مي‌دانـد كه از هجـوم به خانــه او چه قصــدي دارند!

تبديل فساد به سنت قومي ! (197)

نهايت درماندگي يك انسان پاك !

قرآن شريف نقل مي‌كند كه لوط وقتي آنان راموعظه كرد و با امر به تقواي الهي و جوانمردي خواست آنان را تهييج كند تا موقعيت او را حفظ كنند و حرمتش را رعايت نمايند و متعرض ميهمانانش نشوند و براي او عار و رسوائي بار نياورند و در ضمن راه عذر را بر آنان بست و دختران خود را براي نكاح به آنان عرضه كرد و آن گاه استغاثه كرد و از مردان صاحب رشد قوم (اگر پيدا مي‌شد؟) ياري طلبيد، بدين اميد كه در بين آنان يك مرد رشيد پيدا شود و او را در برابر قوم ياري كند و ايشان را از او بازدارد، ولي كسي درخواست او را پاسخ نگفت و در بين آنان مرد صاحب رشدي آشكــار نشد كه وي را ياري كنــد و از او دفــاع نمايد، بلكــه او را نااميد كردند و گفتند:

(198) آغاز تاريخ بني اسماعيل و بني اسرائيل

ـ تو خوب مي‌داني كه ما چه مي‌خواهيم !

پس از همه اين‌ها، براي لوط جز اين چاره‌اي نماند كه اندوه و حزن خود را به صورت آرزو و تمنا ظاهر سازد و لذا آرزو كرد كه كاش از ميان قوم نيروئي وجود داشت كه به وسيله آن مي‌توانست سركشان ستم‌كار قوم را از خود دفع نمايد، يعني همان مرد رشيدي كه در استغاثه خود درخواست كرده بود و يا تكيه‌گاه محكم و عشيره و قبيله‌اي مقتـدر داشـت كـه بـديشـان مـي‌پيــوست و بــه وسيلــه آنــان قوم را از خود دفع مي‌كرد.

(ظاهرا اين بيان مي‌رساند كه لوط از اين قوم نبوده و در بين آنان اهل قبيله‌اي نداشتــه اســت و فقط مأمــور بوده و نزد آن قوم براي دعوت به سوي خدا آمده است.)

نهايت درماندگي يك انسان پاك (199)

معرفــي فرستادگان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه