شناخت قرآن(کمالی) صفحه 116

صفحه 116

رواني و خروج از موارد قبول عمومي است، و هر چند يك نوع مرض به شمار مي‌آيد اما بخشودني نيست. به همين دليل است كه قرائات شاذّ، مورد قبول واقع نشده و قرائت آن را جايز ندانسته‌اند. اين قرائات شاذ، خود داراي درجاتي از شدت و ضعف مي‌باشند، مانند: «فالصّوالح قوانت» به جاي «فالصّالحات قانتات»؛ و: «يرعّون» به جاي «يراؤن»؛ و «سقاة الحاجّ و عمرة مسجد الحرام» به جاي «سقاية الحاجّ و عمارة المسجد الحرام»؛ و «من هبّنا من مرقدنا» به جاي «مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا». و: «سفقا باليمين» به جاي «ضربا باليمين»؛ و: «بعيس عين» به جاي «بحور عين»؛ و: «من كلّ امري‌ء سلام» به جاي «من كلّ امر سلام».

اين قرائات شاذّ در دوران اول بوده و قهرمان آن «ابن مسعود» است. به قول «ابن حزم»، علماي جدل مسيحي از شذوذ قرائات ابن مسعود شكاف و نقطه ضعفي يافتند كه بر صحت قرائات طعنه وارد سازند. «1»

اين علت- يعني شذوذ در دوران دوم- هم اختلافاتي در قرائات پديد آورده است. از مشاهير ايشان يكي «ابن شنبوذ»- متوفي به سال 328 ه. ق.- است. وي مردي ظاهر الصلاح، ساده لوح و كثير اللحن بود، كه به دستور «ابن مقله» وزير، او را به محاكمه كشاندند و محكوم كرده و مورد اهانت قرار دادند.

بعد از او شاگردش «ابو بكر عطار نحوي» است كه او داناترين مردم در علم نحو و قرائت به حساب مي‌آمد، اما به علت غلوّ در نحو، آن را در قرائت دخالت مي‌داد و نمي‌دانست. قرائت، سنّتي متّبع است كه اجتهاد را در آن راهي نيست. با اجماع مخالفت مي‌كرد و وجوهي از لغت و معني براي قرائات شاذ دست و پا مي‌نمود، چنانچه به جاي «فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا» (يوسف: 80)، مي‌خواند «خلصوا نجبا»، و ماده «نجا ينجو» را به ماده «نجب ينجب» بدل مي‌كرد، در صورتي كه قرائت مشهور «نجيّا» يكي از موارد اعجاز بياني قرائت است. «2»

پايان كارش چنان بود كه خبر او به سلطان رسيد، او را در محكمه حاضر ساختند، و چون براي دفاع از خود نتوانست حجتي اقامه كند، او را براي تازيانه خوردن


______________________________
(1) الفصل في الملل و النحل، جلد دوم، ص 75.
(2) رافعي: اعجاز القرآن.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه