شناخت قرآن(کمالی) صفحه 168

صفحه 168

منافقي كه بظاهر ايمان آورده و در باطن از بدترين دشمنان پيغمبر بود، نازل شده است.

اقسام سبب نزول‌

اشاره

بسياري موارد در قرآن هست كه نزول آيات مبتني بر اسباب خاص وقايع نيست، مانند تكرار قصه موسي (ع)، اما مي‌توان سببي عام كه در همه موارد مشترك است براي نزول آنها استنباط نمود، مانند «تسلية النبي و تثبيت فؤاده» كه گذشته از حكم عقل، در قرآن هم منصوص است، قوله تعالي:

وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ. (هود: 12) هر آنچه از اخبار پيامبران كه دل تو را استوار دارد بر تو مي‌خوانيم.

پس مي‌توان گفت اسباب نزول بر دو قسم است:

1- سبب عام:

كه به حكم عقل در نزول همه قرآن موجود است، و وجوه آن را در موارد و مصاديق مي‌توان استخراج نمود، مانند مثال‌هاي بالا در قصّه پيغمبران.

2- سبب اصطلاحي:

كه درباره موارد خاص از وقايع است.

گاهي هر دو وجه در موردي واحد صادق است، مانند قصّه يوسف كه هم سبب عام «ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ» بر آن صادق است و هم سبب اصطلاحي؛ چنانچه «واحدي» نقل مي‌كند كه صحابه گفتند: «يا رسول اللّه لو قصصت علينا.» و خداوند نازل فرمود: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ». و البتّه مراد از سبب نزول بطور اطلاق، همان سبب نزول اصطلاحي است.

عموم لفظ و خصوص سبب‌

علماي اصول اختلاف دارند كه آيا عموم لفظ مناط است، يا خصوص سبب.

و صحيح آن است كه مادام كه دليلي بر اقتصار بر مورد سبب نباشد، عموم لفظ معتبر است. چه بسا آياتي كه در موارد خاص نازل شده، اما چون لفظش عام بوده به همه موارد مشابه كشانده شده است، مانند آيه «ظهار» درباره «اوس بن صامت»، و آيه «لعان» درباره «هلال بن اميّة»، كه احكام آنها منحصر به موارد خاص نيست، و براي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه