شناخت قرآن(کمالی) صفحه 206

صفحه 206

تبصره:

آنان كه گمان كرده‌اند مراد از تأويل متشابه، دانستن حقيقت شي‌ء است، و بنابراين مثلا آيه محكم «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‌ءٍ حَيٍّ» (انبياء: 30) را به علّت ندانستن حقيقت آب، متشابه مي‌شمارند سخت در اشتباهند. زيرا مراد از متشابه مواردي است كه مفهوم تركيبي آيات، اعمّ از انشائي و خبري، واضح الدّلاله نباشد، هر چند آيه مشتمل بر مفردي باشد كه كسي حقيقت آن را نداند. در اينجا مراد از آيه واضح است، كه هر چيز زنده‌اي از آب است، هر چند حقيقت تركيبي آب و صور ما قبل آن نامعلوم باشد.

اما بايد دانست كه اين مطلب، در عين صحّت مانع از آن نيست كه زائغين دامنه ابتغاء تأويل را تا به آنجا بكشانند كه مدّعي دانستن حقايق اشياء باشند؛ به طور مثال گوييم:

در آيه «الرَّحْمنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوي» (طه: 5)، تشابه تنها از ناحيه لفظ استوي نيست، كه مشترك است، بلكه تشابه از ظاهر مفهوم حاصله از تركيب و اسلوب است، كه شامل لفظ استوي است. تركيب آيه، قبل از انحلال تشابه، خبر از وقوعي مي‌دهد كه مخالف عقل و تنزيه است «1»، و چون لفظ استوي مشترك است ميان استواء حسي و استيلاء معنوي، چنانچه شاعر گفته است:

قد استوي البشر علي العراق‌بغير حرب و دم مهراق هم به استناد قرينه و هم محكمات تنزيهي، مانند قوله تعالي: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‌ءٌ»، معلوم مي‌شود كه از بين معاني مشترك (يا حقيقت و يا مجاز) در اينجا مراد از استوي، استيلاء و استعلاء معنوي است، نه استواء حسي و استقرار بر سطح. ديگر آنكه مراد از استعلاء معنوي همان مفهوم مدرك به ادراك ما در حدود امكان ما مي‌باشد، نه حقيقت استعلاء و استعلاء بر كاينات، كه بيرون از مدارك ما است. بنابراين تلاش براي فهم حقايق اشياء يا احوالي كه آيه مشتمل بر آن است از باب فهم قرآن نيست، تا اگر دانسته نشود مفهوم بودن قرآن را مخدوش سازد؛ و بر فرض آنكه در موردي از موارد، حقيقت شئ نامبرده در قرآن قابل فهم باشد، به عنوان جزء متمّم يا مقوّم فهم قرآن مأمور-


______________________________
(1) مالكي گفته است: الكيف غير معقول، و الاستواء غير مجهول، و الايمان واجب و السؤال عنه بدعة.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه