شناخت قرآن(کمالی) صفحه 219

صفحه 219

كسي كه به سوگند وفا كرده و زبانش راستگو و قلبش مستقيم و شكم و آميزگاهش عفيف باشد از راسخين است. «1»

در اين روايت، اگر چه نامي از علم برده نشده، امّا با عرضه آن بر حديث نبوي كه فرمود: «كسي كه عمل كند به آنچه مي‌داند، خداوند علم آنچه را نمي‌داند به او ميراث مي‌دهد.» «2»، معلوم مي‌شود كه آن علم موهوبي از طرف خداوند، كه خاص راسخين است، در اثر عمل به وظايف و تكاليف حاصل مي‌شود؛ زيرا علم ما لا يعلم عام است و شامل متشابهات هم مي‌شود، همچنان كه داشتن آن صفات مذكور در روايت، در حدّ كمال، همان مقام عصمت مطلوب در پيغمبر و امام است و از ديگري ساخته نيست.

روايت «ابو جحيفه» مذكور در بخش تفسير به رأي، كه أمير مؤمنان عليه السلام به او مي‌فرمايد: «الّا ان يعطي اللّه عبدا فهما في كتابه»، دال است بر امكان فهم همه كتاب و وقوع آن درباره خودش، زيرا جانشين صاحب وحي است. و توقع «ابو جحيفه» كه مي‌پرسد «هل عندكم شي‌ء من الوحي؟»، مقصودش وحي مستمر است نه خبر از وحي، و گرنه جوابش «لا» و «الّا» در مقام اضراب نبود. توقع از خانه و جانشين، چيزي شبيه صاحب خانه است كه پيغمبر است، كه بايد شبيه و همتراز او باشد، و آن اعطاي فهم كامل قرآن است. و دليل اعطاي آن فهم موهوبي و علم لدنّي در قرآن بسيار است، چنانچه در بالا بعضي از آنها را ياد كرديم. تفهيم خاصّ خداوند، مانند: «فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً» (الانبياء: 77) اگر چه اصطلاحا وحي نيست، امّا از نظر القايي كه مترتب بر علل و اسباب نيست، شبيه وحي است، و همان است كه أمير المؤمنين عليه السلام آن را عطاء خداوند خوانده است؛ قوله تعالي:

هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ. (ص: 39)

راسخين در علم كيانند؟

اشاره

دانستيم كه راسخين در علم، تأويل قرآن را مي‌دانند. و نيز دانستيم به نصّ قرآن گروهي از امّت اسلام از طرف خداوند متعال ملقّب به راسخين در علم‌اند و به اين


______________________________
(1) تفسير ابن كثير، ج 2: 10.
(2) رواه «ابو نعيم» عن «انس» كذا: «اورثه اللّه علم ما لم يعمل».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه