شناخت قرآن(کمالی) صفحه 224

صفحه 224

اگر چه حديث از حيث طريق مسلّم الثبوت نيست، امّا متن آن چنان انسجامي در اسلوب و مفاد دارد كه ناديده گرفتن آن دشوار است. و ظاهر آن دلالت دارد بر اينكه تأويل در «و ما يعلم تأويله الّا اللّه» به معني متأوّل، و ما يؤل الأمر اليه، و حقيقت شئ است كه خداوند راسخين را از اقتحام در آن كه در پرده غيب الغيوب است بازداشته است، و اظهار عجز ايشان را از دانستن آن و ترك تعمق ايشان را در چيزي كه هيچ كس مكلّف به دانستن آن نيست، رسوخ در علم خوانده است، و بنابراين بايد «و الرّاسخون» را مستأنفه گرفت، نه معطوفه.

اما به طوري كه في الجمله ديديم، احاديث معارض اين روايت، كه مشعر به معطوفه بودند، در حدّ استفاضه‌اند، با ارجحيّت درسند. مضافا به آنكه امام در مقام ردع كسي است كه خوض در صفات كرده و بر لب پرتگاه حيرت و كفر قرار گرفته است، و ردع او بايستي به اشدّ وجه صورت گيرد. تسليم و گفتن «لا علم لنّا» هم صفت ملئكه مقربين و صدّيقين و خاصّان خداوند است.

چون ملائك گوي «لا علم لنا»تا بگيرد دست تو «علّمتنا» اقرار به جهل درباره غيب محجوب، مراد از آن جهل قبل از افاضه است، كه وقتي «الّا ما علّمتنا» و «الّا من ارتضي من رسول» آمد جهلي باقي نمي‌ماند.

و نيز عدم اقتحام، موردش خاص است و آن خوض در صفات است، كه راسخين در آن خوض نمي‌كنند، زيرا چون قابل احاطه نيست كسي به دانستن آن مكلف نيست، و صدر حديث و نهج شاهد آن است، نه عدم اقتحام در مطلق تأويلات.

اما مستأنفه گرفتن «و الرّاسخون»، دليل نفي علم تأويل از راسخين نيست، زيرا از موارد ديگر، علم ايشان به تأويل ثابت شده است، و به همين جهت است كه مرحوم «علامه طباطبايي» تعارضي در ميان اخبار نديده و علم راسخين را از باب جري و انطباق ثابت مي‌داند، نه مستنبط از مفاد آيه؛ و به هر حال نتيجه، كه همان ثبوت علم راسخين است، در مورد يكي است.

خلاصه‌

با مراجعه به آنچه گفتيم اعتقاد ما آن است كه:

اوّلا لفظ تأويل در آيه به معني بيان و تفسير است، نه ما يؤل الامر اليه.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه