شناخت قرآن(کمالی) صفحه 253

صفحه 253

مي‌گردد:

اوّل- كلمه «نأت» دال است بر آنكه آورنده خداوند است لا غير.

دوّم- آنكه كلمه «نأت بخير» دال است بر آنكه بدل بايد خير باشد، و سنّت نه بهتر از قرآن است و نه مثل آن.

سوّم- آنكه «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلي كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ» افاده مي‌دهد كه نسخ صادر نمي‌شود مگر از آنكه قدرتش شامل است و او خداوند است.

با وجود آنكه تعسّف در اين استدلال آشكار است، در جواب گوييم:

اولا، ناسخ به وسيله سنت هم، خداوند است، و پيغمبر مبّلغ آن است و منافاتي با مدلول «نأت» ندارد.

ديگر آنكه «خير» بودن و «مثل» بودن صفت حكم است، نه صفت وسيله تفهيم حكم، كه قرآن يا سنّت است، و هيچ منافاتي ندارد كه حكم ناسخ به وسيله سنّت مثل يا بهتر از حكم منسوخ به وسيله قرآن باشد. و اين بهتر بودن مربوط به مفاضله ميان قرآن و سنّت نيست. مضافا به آنكه مفاضله در طرز ابلاغ حكم ميان قرآن و سنّت و تعيين رتبه براي آنها يك مناقشه لفظي است، و لا طائل تحته.

فراموش نشود كه مراد ما از لفظ سنّت در اين مورد، سنت مقطوع به است، كه از حيث واجب الاطاعة بودن براي مكلّف با حكم قرآن يكسان است، و شدّت و ضعف در آن راه ندارد، هر چند در بين همه شعائر و آثار اسلامي، مقام اوّل قدس و احترام و عظمت، خاصّ كتاب اللّه و قرآن مجيد است.

مانعين دلايل ديگر ذكر كرده‌اند كه بيمايه‌تر از مذكورات است، بنابر اين ذكر آنها زايد است.

سوّم از وجوه نسخ، نسخ قرآن به اجماع است- «اجماعي كه كاشف از قول معصوم است». اما «شيخ طوسي»- چنانچه در «عدة الاصول» گفته- آن را جايز نمي‌داند زيرا اجماع دليلي عقلي است، همچنان كه حكم مجمع عليه نيز منسوخ نمي‌شود، و نسخ آن معقول نيست. زيرا حجيّت اجماع و انعقاد آن پس از زمان انقطاع وحي است و اگر خبري معارض اجماع بود محكوم است به عدم صحّت و عدم قبول، و نمي‌تواند ناسخ اجماع باشد. و به هر حال اگر حكمي از قرآن ثابت است جايز نيست اجماع امت بر خلاف آن، و اينجا مورد تفصيل مطلب نيست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه