شناخت قرآن(کمالی) صفحه 305

صفحه 305

سخن گفتن به اجتهاد پرهيز داشتند، هر چند بيشتر ايشان سخن گفتن درباره قرآن را جايز دانسته و كتمان آن را از باب كتمان علم به حساب مي‌آوردند، مانند «ابن مسعود» و «ابن عبّاس». اما اينان هم تفسير به اجتهاد را براي كسي كه ادوات فهم قرآن را به طور كامل نداشت روا نمي‌داشتند.

مي‌دانيم كه سخن نگفتن به طور مطلق درباره قرآن روا نيست، زيرا بايد قرآن را بفهمند تا مراد خداوند را از آن بدانند، كه قوله تعالي: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (النحل: 43) امر به استفسار در مورد مجهولات است، خصوصا فهم قرآن كه مصدر احكام خداوندي است. و عقل نيز به اين مطلب حاكم است كه درباره مشكلات قرآن بايد سؤال و جواب كرد.

ارزش قول صحابه در تفسير

اشاره

بايد دانست بيشتر تفاسيري كه از صحابيان يا تابعين نقل شده از موقوفات است و الزامي در اخذ به آنها نيست، مگر در مورد اسباب نزول، زيرا بعضي استدلال كرده‌اند كه راهي به دانستن اسباب نزول جز از طريق صحابيان نيست. «حافظ ابن كثير» گويد:

بيشتر تفاسير مأثور از زنادقه، يهود، فارس، و تازه مسلمانان اهل كتاب آمده و اعتمادي بر آن نيست، خصوصا در موارد قصه و تاريخ، مانند اصحاب كهف، يا ارم ذات العماد.

توضيح:

بنابر آنچه مفصّلا گفتيم، نبايد كسي گمان كند كه تفاسير منسوب به صحابه كان لم يكن و غير لازم است، بلكه همين طور كه هر فقيه مستنبطي از فقهاي مستنبط ديگر و روش ايشان سود مي‌جويد، مفسّر هم مي‌تواند از بحث و تحقيق و روش و اقوال صحابيان در تفسير سود جسته و مؤيّداتي براي اجتهاد خويش پيدا كند؛ و حكم ترجيح احتمالات را در بخش شرايط تفسير خواهيم گفت.

مصدر چهارم- قول تابعي‌

حق آن است كه اخذ به قول تابعي در هيچ موردي الزامي نيست، بلكه مانند قول هر عالم و مجتهد ديگر استحساني و استعانتي است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه