شناخت قرآن(کمالی) صفحه 321

صفحه 321

ملحق بخش سيزدهم قصص و اسرائيليات‌

اشاره

چنانچه در شرايط تفسير گفتيم، مفسّر بايد قصص قرآن را بداند، و مهمتر از دانستن آنها دانستن سبك قرآن در ايراد قصص است.

قرآن مجيد از هر قصه‌اي به موارد عبرت آن اكتفا مي‌كند، و هرگز مانند قصه سرايان، سرتاسر جزئيات واقعه‌اي را كه خالي از عبرت است ياد نمي‌كند.

در قصه «يوسف»، آنجا كه «يعقوب» به ده فرزند خود كه از پي «بن يامين» مي‌روند مي‌گويد كه همه از يك در وارد نشويد، قوله تعالي: «وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ» (يوسف: 67)، تا چشم زخمي به شما نرسد، امّا بلا فاصله با توجّه به اينكه تنها مؤثر در وجود خداوند متعال است، گفته خود را ترميم مي‌كند و مي‌گويد كه من با تلاش خود نمي‌توانم شما را از خدا بي‌نياز سازم، قوله تعالي: «وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ».

در سراسر قصص قرآن، تنبيه بر عبرت و آموختن معارف عاليه آشكار است، و هرگز درازگويي‌هاي تورات محرّف در آن وجود ندارد.

قرآن در قصه «آدم» كه چند جا مكرّر شده و در هر جا از آن عبرت ديگر اندوخته مي‌شود، كاري به تعيين جاي بهشت و نام درخت منهيّه و حيوان وسيله اغوا و محلّ فرود آمدن آدم ندارد. اما تورات مي‌گويد: بهشت عدن در جانب مشرق است، و درخت در وسط بهشت قرار دارد؛ درخت زندگي است، و حيوان مار است كه خداوند در اثر گناهانش بي‌دست و پايش كرده تا بر شكم راه رود و خاك بخورد؛ و مار از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه