شناخت قرآن(کمالی) صفحه 371

صفحه 371

فرهنگ ايشان به تفصيلاتي از علوم برخورد كردند.

كتاب‌هاي بسياري از ايران و يونان ترجمه شد، مباحث گوناگون فلسفي و اجتماعي بخشي از ذهن مسلمانان را تسخير كرد، و بناچار آثار آن علوم در تفسير ظاهر شد، تا آنجا كه جانب عقلي را بر نقلي فزوني داد. هر چند در تفاسير سخن از اسباب نزول و مأثورات مي‌رفت، اما تا سر حد تعمّل سعي مي‌شد كه جنبه‌هاي عقلي را ترجيح دهند، تا آنجا كه گاهي مأثورات را ناديده گيرند.

از طرفي تدوين علوم لغت، صرف، نحو و مذاهب مختلف فقهي، اصطلاحات تازه و آراء گوناگوني در تفسير وارد ساخت. هر مؤلفي در هر فني مهارت داشت، سعي مي‌كرد قرآن را از دريچه ادوات فهم خود تفسير كند، كه آثار آن در تأليفات ايشان آشكار است.

«معتزلي» در تأويل افراط مي‌كرد، «اشعري» ظاهر غير معقول را بي‌تأويل مي‌پذيرفت، «باطني» ظاهر را رفض مي‌كرد، «ظاهري» در سر حدّ تجسّم خود را به ابلهي مي‌زد، «صوفي» تفسير را مستند به كشف انحصاري خود مي‌نمود.

«زجّاج» و «ابو حيّان» فهم قرآن را در نحو جستجو مي‌كردند؛ «فخر رازي» از فلسفه يونان كه پانزده قرن در جا زده بود مدد مي‌جست؛ «ابن عربي» مي‌خواست ميان توحيد و بت پرستي آشتي برقرار كند.

به طور كلّي حركات فكري در مسلمانان سبب شد كه براي فهم قرآن و تفسير آن تنها به لغت و مأثورات اكتفا نكرده و از علوم ديگر براي بسط فهم قرآن استمداد كنند تا بتوانند متقابلا براي اثبات آراء خود از قرآن مدد گيرند. اگر اين كار در محدوده قانوني و جايز انجام مي‌گرفت نه تنها بسيار خوب بود بلكه واجب هم بود، زيرا فرا- گرفتن بخشي از علوم در نطاق وسيعتري و تطبيق اصول آن با قرآن، براي جدال احسن با علماي غير مسلمان و ردّ شبهات ايشان واجب كفايي بود، و همان است كه علمي به نام كلام درباره آن تدوين يافته است كه همه عقايد اسلامي را فرا مي‌گيرد. ديگر آنكه كشف عجايب قرآن و معارف عاليه آن محتاج به تدبري است كه محصول ذخاير ذهني است.

به طور نمونه در قرون سالفه خبر نداشتند كه قوله تعالي: «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» اخباري از آينده علوم و اكتشافات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه