شناخت قرآن(کمالی) صفحه 419

صفحه 419

مشكورا 2538 يزيد بن معاوية بن ابي سفيان بن حرب بن امية ابن عبد شمس 1381 انّه كان رجلا مؤمنا صالحا مصلحا صادقا و مجاهدا في سبيل اللّه حقّا 1381 سيّد علي محمّد بن رضا شيرازي المشهور بباب 2447 هو ضالّ و مضلّ و كذّاب 2447.

بعض اوقات هم از اين حربه در برابر معاندان، به مقابله به مثل استفاده شده است. چنانچه گويند در عهد سلطنت شاه طهماسب صفوي، سفيري از عثماني به ايران آمد و در محضر شاهنشاه صفوي با «شيخ عبد العال كركي» ملاقات كرد و خواست باب جدل را باز كند. به شيخ گفت، ماده تاريخ مذهب شما كلمه «مذهب ناحق» است، كه عدد آن 906 مطابق سرآغاز دولت صفوي است. شيخ فوري ملهم شده گفت، لسان ما عربي است و ماده تاريخ ما «مذهبنا حقّ» است، «1» «فبهت الّذي كفر».

باطنيان پس از آنكه پيرو تازه را در عقايد ديني مشكوك كردند، به او مي‌گويند براي دانستن اسرار بايد به تقديم خيري مبادرت نمايد، كه تأويل «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» همين است و بايد صد و نوزده درهم خالص تقديم كند، زيرا «حسنا» در حساب جمل برابر 119 است.

در تأويل «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ» مي‌گفتند «ربّ» روح است، و «بيت» بدن، و مقصود از آيه پرستش خويشتن مي‌باشد.

«بغدادي» در «الفرق بين الفرق» گويد:

در بغداد مردي باطني مستبصر گشته و براي من حكايت كرد كه چون از پيروي من اطمينان يافتند، گفتند اين پيغمبران چون نوح و ابراهيم و ديگران همه مردمان زيرك و حيله كاري بودند كه مي‌خواستند بر گردن مردم سوار شوند.

پس از چندي به من گفتند بايد بداني كه «محمّد بن اسماعيل» «2» همان است كه موسي را از ميان شجره ندا داده و به او گفت «فاخلع نعليك». من به او گفتم چشمت كور باد، مرا دعوت مي‌كني تا به خداوند قديم آفريدگار جهان كافر شوم؟ آنگاه دعوت مي‌كني تا انسان مخلوقي را خدا بدانم و مي‌گويي كه پيش از ولادت خدايي


______________________________
(1) بحار الانوار، ج 108: 29.
(2) مقصود محمّد بن اسماعيل بن جعفر الصادق عليه السلام است كه به عقيده باطنيه اولين امام مستور خوانده مي‌شود.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه