شناخت قرآن(کمالی) صفحه 500

صفحه 500

گويد: «كهيئة الطير» افاده تمثيل مي‌كند براي بيرون بردن مردم از سنگيني جهالت و تاريكي آن به فضاي روشن و سبك دانش. «اكمه» آن كس است كه نظر در امور ندارد و «ابرص» آن رنگ پذيري است كه فطرتش دگرگون شود. «برء» عيسي به معني تكميل تكوين جسماني نيست بلكه به معني تكميل تكوين روحي و فكري است به هدايت ديني.

و در قوله تعالي: «وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ» گويد:

مقصود از آن دانستن تدبير منزل است و امثال آنها.

اگر اين نوع تأويلات و تحريفات در دين از ناحيه غير روحانيان كه در زيّ علماي اسلام شناخته نمي‌شوند سر زند، غائله آن چندان مخرّب نيست، امّا متأسفانه آنجا كه روحاني نمايان به نشر اين گونه تأويلات اقدام كنند مخرّب و ويران كننده است.

در خاتمه اين بخش لازم مي‌دانم مطالب گذشته را توضيح دهم كه هر چند به نظر مكرّر مي‌آيند اما بايد نصب العين علاقمندان باشند.

توضيح يكم:

اشاره

بعضي گمان كرده‌اند جز آنچه در باب شرايط از علوم قرآني بر شمرديم علومي است كه در فهم مراد اللّه دخيل است و فهم قرآن به دانستن آنها بستگي دارد، مانند آنكه «رازي» گفته است علم هيأت وسيله‌اي است براي فهم قوله تعالي: «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَي السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ» (ق: 6).

همچنين «ابن رشد» در «فصل المقال فيما بين الشّريعة و الحكمة من الاتّصال» مي‌گويد علوم فلسفه مطلوبند زيرا فهم شريعت بدون آنها ممكن نيست. اما اين گونه آرا، در عين آنكه تا اندازه‌اي صحيحند، به طور كلّي از نظر مباني ديني صحيح نيستند، زيرا پيغمبر اكرم (ص) دين را به سلف صالح تفهيم كرده و ايشان آن را فهميده‌اند؛ فهم قرآن نيازي به علوم نو ظهور در اسلام نداشته و ندارد؛ اسلام در تفهيم معارف خود مستقل و از هر فرهنگ ديگر بي‌نياز است، الّا ان يقال براي سير در مراتب تدبّر و همچنين مناظره با خصم دانستن آن علوم نيروي اضافي به انسان مي‌بخشد. و اشتباه نشود كه مقصود ما عدم وابستگي فهم قرآن به دانستن علوم جديد است، و گرنه تحصيل همه علوم در حدّ اعلي براي تفوّق ملّت اسلام به طور واجب كفايي بر مسلمانان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه