زندگانی یعقوب و یوسف علیه‌السلام از دیدگاه قرآن و حدیث (تفسیر موضوعی المیزان) صفحه 193

صفحه 193

يوسف عليه‌السلام بعد از دل‌داري برادران و عفو و گذشت از ايشان شروع كرد به دعا كـردن و از خـدا خـواست تـا گنـاهـان آن‌هـا را بيـامـرزد و چنيـن گفـت:

«خـــدا شمــا را بيـامـرزد !

و او ارحـم‌الـراحمين است!»

(358) زندگاني يعقوب و يوسف عليه‌السلام

اين دعا و استغفار يوسف است براي همه برادران كه وي را ظلم كردند، هر چند كه همه برادران در آن لحظه در مصر حاضر نبودند و هم‌چنان‌كه از آيه بعدي هم كه از قول بعضي برادران نقل مي‌كند كه در كنعان نزد پدر مانده بودند، هم آن‌ها بودند كه در جــواب پـدر كـه گفـت: ـ اگـر مـلامتـم نكنيـد، بـوي يـوسف را مي‌شنوم !ـ و آن‌ها گفتنـد: ـ بـه خـدا كـه تـو هنــوز در همـان گمــراهي قـديمـي‌ات بـاقــي هستــي!

از اين عبـارت استفـاده مـي‌شـود كـه چنـد نفـري از بـرادران يوسف در برابر يـوسف حضـور داشتند و چنـد نفـر ديگرشان نـزد پـدر مانده بودند. (1)


1- الميـزان ج : 22 ص : 86 .

چگونه برادران به هم رسيدند؟ (359)

بـوي پيـراهن يـوسف

«اِذْهَبُوا بِقَميصي هذا فَـاَلْقُـوهُ عَلـي وَجْـهِ اَبي يَأْتِ بَصيرا....»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه