زندگانی یعقوب و یوسف علیه‌السلام از دیدگاه قرآن و حدیث (تفسیر موضوعی المیزان) صفحه 195

صفحه 195

برادران آن روز كه وي را به چاه انداختند، پيراهن خون‌آلودش را براي پدر آوردند و به دروغ گفتند - يوسف مرده است! و همين پيراهن خون آلود بود كه باعث اندوه و گريه يعقوب گشت و سرانجام به نابينائي او منجر شد، خداوند مهربان و حكيم باز به

بوي پيراهن يوسف (361)

وسيلــه هميــن پيـراهـن چشمـــان او را شفـــا داد و روشـن كرد!

هر كسي با توسل به هر وسيله‌اي خواست يوسف را ذليل كند، خداوند متعال همين وسيله را باعث پيشـرفت و تـرقي كـار يـوسف قرار داد.

اول، برادرانش خواستند او را به ديار غربت بيندازند و در چاه انداختند و فروختند. خداوند حي و قيوم همين امر را باعث راه يافتن او به دربار عزيز مصر كرد و تا آخر كه بر اريكه عزت و سلطنت تكيه داد و برادرانش در مقــابــل او بــه التمــاس و تضــرع صف كشيدند.

دوم، ملكه مصر عاشقش شد و او را به سوي بي عفتي خواند و به زندانش افكند، همـين امـر بـاعث بـروز شهـرت پـاك‌دامنـي او شـد و از زندان به سلطنت پـا گـذاشـت!

همــــه اسبـاب دســـت بـه دســـت هـــم دادنــد تـا او را بـي مقـدار كننـد، ولـي

(362) زندگاني يعقوب و يوسف عليه‌السلام

خـواست و مشيـت خـدا غيـر آن چيـزي بـــود كـه اسبـاب طبيعي بـه سـوي آن جـريـان مي‌يـافـــت و خـدا بر كــار خـود غـالب است!

عطر يوسف به مشام يعقوب رسيد!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه