زندگانی یعقوب و یوسف علیه‌السلام از دیدگاه قرآن و حدیث (تفسیر موضوعی المیزان) صفحه 63

صفحه 63

و اين چنين است اتفاقات كه در علم خدا جريان مي‌يابند و ما ظاهر اوليه آن‌ها را مي‌بينيم و سرانجــامش مشيــت الهــي است كه هميشه غالب است و چنين يوسف‌ها را در مصــرها تمكـن و استقــرار مي‌بخشــد!

فروشندگان يوسف

رهگذران يوسف را به پولي اندك فروختند، چه از اين معنا حذر داشتند كه اگر بر سر قيمت ايستادگي به خرج دهند حقيقت مطلب روشن مي‌شود و صاحبانش پيدا مي‌شوند و او را از چنگ آن‌ها در مي‌آورند.

(122) زندگاني يعقوب و يوسف عليه‌السلام

بيشتر مفسرين گفته‌اند كه برادران يوسف بعد از آن كه فرياد رهگذران بلند شد كه بچه‌اي را از چاه در آورده‌اند خود را به كنار چاه رساندند و ادعا كردند كه اين پسر بچه از ايشــان اســت كــه در چاه افتاده و اينك آمده‌اند او را بيرون كشند و در نتيجه همـان جـا يـوسف را به پـولي انـدك فـروختند و از ترس اين كـه حقيقـت حـال معلوم شــود در قيمتــش پــافشــاري نكــردنـد.

مفسرين ديگر توجيهات ديگري دارند كه سياق آيات با هيچ كدام از آن‌ها سازگار نيست و هم‌چنان كه در آيه بعدي مي‌فرمايد - كسي كه از اهل مصر او را خريده بود - نشان مي‌دهد كه خــريــدار و فــروشنــدگــان غيــر از رهگــذران و آن شخص مصـري كسي ديگر نبوده است.

آيه قرآن اين مطلب را بسيار پر معني تعريف كرده است:

فروشندگان يوسف (123)

«... و او را بـه بهـائي نـاچيـز، درهم‌هـائي چنـد فـروختنـد، كه در اين كار خود زاهد و بي‌اعتنـا بـودنـد.» (20 / يوسف)

(نكته اين جاست كه شرايط طوري فراهم آمده كه فروشندگان سريعا و به هر قيمت جزئي هم كه شده او را از سر خود وا كرده‌اند و قيمتش را ندانسته‌اند، كه اگر مي‌دانستند سرنوشت بايد عوض مي‌شد، ولي آن كس كه او را خريده بود از همان لحظه اول به زنش كه ملكه دربار بود گفت: او را محترم بدار و از او شخصا مراقبت كن!... اين است تفاوت دو ديد در يك امر واحد! و همين است تغيير دهنده همه شرايط كـه لـزومـا بايد مشيت الهي را به اجـرا در آورند...!)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه