قهرمان توحید: شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم علیه‌السلام صفحه 187

صفحه 187

ص: 197

به عنوان مثال مرحوم علّامه بحرالعلوم رحمه الله سالیانی در مکّه مکرّمه زندگی می‌کرد، و بر اثر علم و دانش وافری که داشت سؤالات هر یک از مذاهب اسلامی را مطابق مذهبشان جواب می‌داد. سؤالات شیعیان را بر اساس فقه اهل‌بیت علیهم السلام، و حنفیان را مطابق نظرات ابوحنیفه، و شافعیان را طبق فتوای شافعی، و مالکیان را با استفاده از آرای مالک، و حنبلیان را برگرفته از کتاب‌های احمد حنبل پاسخ می‌داد. یکی از دوستان علّامه چنین نقل می‌کند:

«سیّد، بسیار دست و دل باز بود. یک روز نزد او رفتم تا از وی کمک بگیرم.

گفت: فعلًا دستم خالی است، مهلتی بده تا فرجی حاصل شود. هر روز جهت طواف خانه خدا و نماز طواف به مسجدالحرام مشرّف می‌شد، سپس به منزل برمی‌گشت و به سؤالات مردم پاسخ می‌داد. روزی پس از بازگشت از مسجدالحرام مشغول استراحت بود، که خبر دادند آقایی دم در حیاط با شما کار دارد. از جا پرید و با سر و پای برهنه به استقبال او رفت، و با احترام وی را به داخل منزل دعوت کرد، و او را بالای اطاق نشاند، و به من فرمود: بیرون اطاق منتظر باش! نمی‌دانم چه سخنانی میان آن آقا و علّامه ردّ و بدل شد. امّا هنگامی که آقا تشریف برد و علّامه با نهایت احترام وی را بدرقه کرد، مرا صدا زد و گفت:

«این حواله را بگیر، و به مسجدالحرام برو، در کنار کوه صفا تاجری هست، حواله را به او بده، و هر چه داد بگیر و اینجا بیاور»؛ حواله را گرفته و به آدرس مذکور مراجعه کردم، و حواله را به آن تاجر دادم. تاجر حواله را گرفت و آن را بوسید و بر روی سر نهاد. سپس گفت: «به تنهایی نمی‌توانی آنچه حواله شده را ببری، برو کمک بیاور». رفتم و کمک آوردم، تاجر کیسه‌های سنگینی از درهم و دینار تحویل داد، که به اتّفاق آن شخص آنها را به منزل علّامه بردم. روز بعد با خود گفتم: بروم ببینم این تاجر که بود؟ امّا هنگامی که به آن مکان مراجعه کردم، نه از تاجر خبری بود و نه از آن مغازه اثری! آنجا بود که متوجّه شدم این کمک‌ها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه