قهرمان توحید: شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم علیه‌السلام صفحه 213

صفحه 213

ص: 223

آن را بخورد. امّا از فرط ضعف و ناتوانی لقمه را به سمت چپ و راست دهان و در نهایت به سمت پیشانی‌اش برد و موفّق نشد داخل دهانش بگذارد.

همراهش دست او را گرفت و لقمه را به سمت دهانش برد. سپس لقمه دیگری برداشت و آن را به چشمش زد! ابراهیم علیه السلام که چگونگی غذا خوردن آن پیرمرد نابینا را مشاهده می‌کرد، از همراه او علّت را پرسید. عرض کرد: آنچه می‌بینی همه از ضعف و پیری و ناتوانی اوست! ابراهیم علیه السلام با خود گفت: آیا من هم در سنّ پیری همچون او خواهم شد؟ پس از دیدن این صحنه رقّت‌بار، دست به دعا برداشت و گفت:

«اللَّهُمَّ تَوَفَّنی فِی الْاجَلِ الَّذی کَتَبْتَ لی فَلا حاجَةَ لی فِی الزّیادَةِ فِی الْعُمْرِ بَعْدَ الَّذی رَأَیْتُ؛(1)

بارخدایا! جانم را در همان زمان که تو مقدّر کرده‌ای بگیر، که پس از دیدن این صحنه علاقه‌ای به عمر اضافه ندارم!».

ج) سیمای متفاوت فرشته مرگ

ابوبصیر از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام چنین نقل کرده است:

«هنگامی که ابراهیم علیه السلام مناسک حج را انجام داد و به شام بازگشت از دنیا رفت. و داستان رحلت آن حضرت به این شرح بود: فرشته مرگ آمد تا جان ابراهیم علیه السلام را بگیرد. ابراهیم علیه السلام گویا از مرگ کراهت داشت (البتّه نه به خاطر علاقه به دنیا، بلکه به خاطر عبادت و اطاعت بیشتر) ملک الموت به خداوند عرض کرد: ابراهیم از مرگ ناخشنود است. خداوند فرمود: ابراهیم را رها کن، زیرا او دوست دارد مرا پرستش کند (و طول عمر را برای همین منظور می‌خواهد) روزی حضرت ابراهیم پیرمرد بزرگسالی را مشاهده کرد که از یک سو غذا می‌خورد و از سوی دیگر آنچه را خورده از وی خارج می‌شود! با دیدن این صحنه از زندگی دنیا متنفّر و به مرگ علاقمند شد. به خانه‌اش بازگشت.


1- بحارالانوار، ج 12، ص 79، ح 9
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه