قهرمان توحید: شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم علیه‌السلام صفحه 86

صفحه 86

ص: 96

روز موعود فرا رسید، همه مردم بت‌پرست و مشرک حاضر شدند تا ناظر سوختن ابراهیم نوجوان در آتش باشند. صحنه بسیار عجیبی بود. یک نوجوان 17 ساله یکّه و تنها با ده‌ها هزار نفر مشرک مبارزه کرده، و اکنون می‌خواهند او را در دریایی از آتش بسوزانند. قسمتی از هیزم‌ها به آتش کشیده شد، باید صبر کنند تا تمام آن آتش بگیرد، و آتشی گداخته فراهم گردد. پس از آن که همه هیزم‌ها آتش گرفت، حرارت بسیار زیادی تولید شد و شعله آتش ده‌ها متر به سمت آسمان بلند شد، به گونه‌ای که پرندگان نمی‌توانستند از آن منطقه عبور کنند!(1) اکنون می‌خواهند ابراهیم علیه السلام را در آتش بیفکنند، ولی حرارت شدید اجازه نزدیک شدن به آتش را نمی‌دهد. پیشنهاد داده شد که از منجنیق استفاده کنند.

(همان دستگاهی که برای پرتاب سنگ به سمت قلعه دشمن مورد استفاده قرار می‌گرفت) ابراهیم علیه السلام را در بالای دستگاه قرار دادند. اثری از نگرانی و تشویش در چهره‌اش دیده نمی‌شود.(2) جبرئیل خدمت حضرت رسید. پرسید: حاجت و خواسته‌ای نداری؟ فریادگر توحید گفت: سرتاپا حاجت و نیازم، امّا خواسته‌ای از تو ندارم. جبرئیل گفت: خواسته‌ات را از خداوند بخواه! ابراهیم علیه السلام گفت:

«حَسْبی مِنْ سُؤالی عِلْمُهُ بِحالی

؛ همین که خدا از امورم آگاه است، مرا کفایت می‌کند».(3)

ابراهیم علیه السلام از دعا کردن به درگاه پروردگار طفره نرفت، بلکه این جمله خود نوعی دعاست، و ما هم می‌توانیم در قنوت نماز از آن استفاده کنیم.

یعنی خدایا! تو خود شاهد فقر و نیاز من هستی. تو خود شاهد کوله‌بار گناهان و خطاهای من هستی. تو خود از خواسته‌ها و حاجات من آگاهی، پس آنها را


1- التفسیر الکبیر، ج 22، ص 187
2- موقعی که حضرت را در آتش انداختند گفت:« لا اله الا انت، سبحانک رب العالمین، لک الحمد ولک الملک، لاشریک لک»( التفسیر الکبیر، ج 22، ص 187)
3- تفسیر نمونه، ج 13، ص 445
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه