خضر در ادبیات صفحه 100

صفحه 100

ص:109

«ای درویش! از اول مقام انسانی تا به آخر ده مقام است و در هر مقامی جذبه هست و سلوک هست و عروج هست. اما جذبه ی هر مقامی دیگر است و سلوک و عروج هر مقامی دیگر و طاعت و معصیت هر مقامی دیگر است و از این جهت گفته اند که: مرید باید که به هیچ وجه بر شیخ اعتراض و انکار نکند از جهت آن که مرید نداندکه طاعت و معصیت هر مقامی چیست. بسیار چیز باشد که در مقامی طاعت بود و همان چیز در مقامی بالاتر معصیت بود: «حسنات الابرار سیئات المقرّبین» و این مراتب دارد. یعنی رونده تا به جایی رسد که خدای تعالی چشم و گوش وی شود و دست و زبان وی گردد تا هر چه گوید خدا گفته باشد و هر چه وی کند خدا کرده باشد و هیچ کس را بر گفت و کرد وی اعتراض و انکار نرسد و حکایت خضر و موسی از این معنی خبر می دهد»(1).

«ای عزیز! اگر خواهی که جمال این اسرار بر تو جلوه کند... هر چه بر تو مشکل گردد جز، بر زبان دل سؤال مکن، نصیحت خضر قبول کن:

وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً2 خدمت کفش پیر کن و گنگ و کرو کور باش... هر چه بشنوی ناشنوده گیر. هر چه نمایند نادیده گیر! وَ لا تَجَسَّسُوا3 و هر چه مشکل گردد جز به زبان دل سؤال مکن»(2).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه