خضر در ادبیات صفحه 123

صفحه 123

ص:132

در شعر دیگری هم ضمن دعای ممدوح به عمر جاویدان خضر اشاره می کند که عمرها را بگذارند و خود نگذرد:

ای جهان را دیدن روی تو فال مشتری کیست آن کو نیست فال مشتری را مشتری

حافظ تو باد یزدان تا به دنیا خضر وار بگذرانی عمرها را و تو هرگز نگذری

(دیوان عنصری/ 298)

منوچهر دامغانی (متوفای 432 ه -.)

در دیوان منوچهری تنها یک بار به آب حیوان اشاره شده، آن هم در مسمّطی که در آن سلطان مسعود غزنوی را مدح کرده:

عاشق از دور به معشوق خود اندر نگرید بخروشید و خروشش همه گوشی بشنید

آتشی داشت به دل، دست زد و دل بدرید تا به دیده بت او آتش پنهانش بدید

آب حیوان ز دو چشمش بدوید و بچکید تا برست از دل و از دیده ی معشوق گیاه

(دیوان منوچهری/ 2559/190)

منوچهری آب حیوان را استعاره ای از اشک عاشق دانسته که دل و دیده ی معشوق از آن زنده می شود و محبت جوانه می زند. اشک که چون آب حیوان با خود سر سبزی و حیات هدیه آورده است.

تا اینجا در شعر هیچ کدام از شاعران اشاره ای به چگونگی دستیابی خضر به آب حیات ندارد و با این که جاودانگی او را صریحاً بیان می کنند ولی به جنبه های دیگر او؛ به همراهی او با ذوالقرنین و یافتن آب حیات، همراهی با موسی، اشاره ای نشده از دستگیری او از گمشدگان هم سخن به میان نیامده و هنوز مضمون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه