خضر در ادبیات صفحه 124

صفحه 124

ص:133

سازی ها محدود به جاودانگی و بقای خضر است، بیشتر اشاره ها امور دنیایی هستند تا دینی.

اولین منبع ادبی سفر خضر و اسکندر

در ادبیات فارسی اولین کسی که با شرح و بسطی کامل داستان سفر خضر و اسکندر به سوی ظلمات و دستیابی خضر به آب حیات را به نظم آورده است، حکیم فردوسی، است؛ در شاهنامه ی جاوید خویش و شاید این به دلیل گستردگی دانش او نسبت به معارف اسلامی وداستانهای پیش از اسلام باشد.

در شاهنامه در گزارش پادشاهی اسکندر، سخن از همراهی خضر نبی با وی در سفر به ظلمات پیش می آید؛ اما به هر حال نقش این پیامبر در داستان اسکندر چنان نیست که بتوان وی را از وابستگان به دربار این پادشاه به شمار آورد.

«آنچه در این داستان مطرح می شود اندیشه و تفکر تقدیر گرایانه ی فردوسی است که ناگزیر خضر، آب حیات را ناخواسته می یابد و اسکندر که در جستجوی آن بوده محروم می ماندو وآنچه منطق و بی منطقی و تضاد جوهری این داستان را در قالب وحدتی وجودی می ریزد همان بحث تقدیر است»(1).

ب: خضر در شعر حماسی

اشاره

فردوسی هم عصر عنصری است و با این که در فضل و دانش و شعر و شاعری از همه بیش بود لیکن در قید و بند مدح و ممدوح و دربار در نیامد. فردوسی داستان را چنین آغاز می کند: اسکندر طی سفرهای پر ماجرای خویش، پس از آنکه از شهر زنان، لشگر به مغرب می کشد:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه