خضر در ادبیات صفحه 128

صفحه 128

ص:137

بخورد و بر آسود و برگشت زود ستایش همی بافرین برفزود

(شاهنامه 79-1374/81-1327)

اسکندر در مغرب زمین مردمانی سرخ روی و موی زرد می یابد و پیر و بزرگ آنها به اسکندر می گوید: در جای تاریکی (اشاره به ظلمات دارد) که خورشید در آنجا فرو می رود، چشمه ای وجود دارد که از بهشت بدان راهی گشوده شده و نام این چشمه «آب حیوان» است. هر کس از آن بنوشد هرگز نخواهد مرد و برای رفتن بدانجا باید سوار بر اسبان چهار ساله شد، در اینجا خضر به عنوان مشاور و رای زن اسکندر حضور دارد. اسکندر قبل از این سفر، سیاحتها کرده؛ ولی در هیچکدام از آنها نامی از خضر نیست و اینجا بی هیچ مقدمه ای ظاهر می شود. خضری که پیشرو لشگر است و مورد احترام اسکندر، وقتی به ظلمات می رسند، شاه از خضر دور می افتد. خضر آب حیات را می یابد و جاودانه می شود. در این شعر دلیلی که اسکندر آب حیات را می جوید و طول عمری که می طلبد فقط برای پرستش پروردگار است نه برای کامرانی دنیوی. فردوسی برای اولین بار به نبوت خضر هم اشاره می کند.

قطران تبریزی (متوفای 465 ه -)

قطران نیز از شاعران درباری است که همه چیز را در خدمت مدح می گیرد حتی خضر را در مدح شاه ابوالخلیل جعفر:

ای آنکه هر که علت ملک تو دید اگر مانند خضر بود فنا را عدیل گشت

(دیوان قطران تبریزی/ 50)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه