خضر در ادبیات صفحه 129

صفحه 129

ص:138

در مدح عمید الملک ابو نصر:

ولیش گرچه بود دیو جاودان باقی است عدوش گرچه بودخضرزوداسیر فناست

(دیوان قطران تبریزی/ 59)

در مدح ابودلف:

قضا روزی خضر کرد آب حیوان کشیده به ظلمات سختی اسکندر

(دیوان قطران تبریزی/ 121)

در مدح ابومنصور:

به سان خضر پیمر همیشه زنده بوم اگر بیایم بر سلسبل دوست سبیل

(دیوان قطران تبریزی/ 216)

جز فردوسی که شرحی از داستان خضر و اسکندر دارد؛ ولی قطران نیز یک قدم از شاعرانی چون: عنصری و دقیقی پیشتر نهاده و تلمیحی به داستان اسکندر دارد؛ علاوه بر این که به پیامبری خضرهم اشاره می کند. این عقیده در شعر او هم نمودار است که تقدیر و قسمت ازلی این بودکه اسکندر با همه رنجی که برای یافتن آب حیات کشید، ازآن محروم ماند وخضر نجسته به آب حیات رسید.

مسعود سعد سلمان (متوفای 515 ه -)

در دیوان مسعود سعد هم می توان جای پای خضر و آب حیات را دید و یادی از سفرهای خضر واسکندر کرد.

پیوسته مرا زیر ران هیونی صحرا بر و دریا گذار دارد

در آتش پیکار تکیه ی من بر گوهر آن آبدار دارد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه