خضر در ادبیات صفحه 130

صفحه 130

ص:139

چون خضر و اسکندر مرا همیدون تازنده سوی هر دیار دارد

(دیوان مسعود سعد سلمان/ج 842/2)

در این شعر، سفرهای خود را به سفرهای خضر و اسکندر، مانند می داند و تلمیحی به این داستان دارد و در شعر دیگری چنین می سراید:

دریغ آنکه ندیده تمام روی تومن نهاد باید رویم همی به راه سفر

زبهر آب حیات از پی رضای خدا زمین بپیمایم چو خضر و اسکندر

چوناف آهو گشته همه هوا زبخور چو پر طوطی گشته همه زمین ز خضر

(دیوان مسعود سعد سلمان/ج 326/1)

در این شعر هم سخن تازه ای به میان نیامده و تنها تکرار همان مضامین قبلی است تلمیحی به داستان خضر و اسکندر که در جستجوی آب حیات، رنج سفر را بر خویش هموار کردند و شاعر، هدف سفر خود را به آب حیات تشبیه کرده است.

انوری (متوفای 582 ه -)

در قصاید انوری، شاعر مشهور نیمه ی دوم قرن ششم، هیچ تازگی در زمینه ی تلمیح به داستان پیامبران دیده نمی شود. همان جریانی که بر شعر شاعران پیش از وی حاکم است، در شعر او نیز به چشم می خورد. تصویرهایی که مایه تلمیح است به جنبه های برجسته ومشهور اشاره می کند. تا اینجا جاودانگی خضر، نوشیدن آب حیات، سفر خضر و اسکندر، ظلمات از موارد مهم تلمیح بوده است و هیچ اشاره صریحی به داستان سفر خضر و موسی نیست؛ البته انوری «مجمع البحرین» را که از عناصر داستان خضر موسی است، در شعر خود دارد. علاوه بر این که الیاس را هم در کنار خضر می بینم و به جای اسکندر، ذوالقرنین را. هر چند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه