خضر در ادبیات صفحه 142

صفحه 142

ص:151

آنها که جهان قدیم دانند زین رفته که رفت بی نشانند

چون کرم قزت به باغ دینی پر هست ولی پریدنی نی

آن پر که ز کرم قز براید پرواز بلند را نشاید

هر گه که به کرم پر بر آمد می دان که زمان او سر آمد

دی ماه فناست پند بپذیر چون بلبل و نحل گوشه ای گیر

دم بسته قدم شکسته می مان چون بلبل و نحل در زمستان

کاشانه ی دولت تو دامان خلوتگه خاص تو گریبان

از تفّ دل آتشی بر افروز شهوات برو چو هیمه می سوز

چون برکنی آتشی چنین گرم خورشید فسرده گردد از شرم

یک چندبرین سبیل می باش تخمی به زمین صدق می پاش

تا دی مه ظلم در گذشتن خورشید مراد باز گشتن

تا فصل ربیع جان رسیدن بر گلبن عمر گل دمیدن

کانها که دل بهار دارند دی ماه بدین صفت گذارند

(مثنوی تحفه العراقین/ 30...)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه