خضر در ادبیات صفحه 143

صفحه 143

ص:152

خضر در اندیشه نظامی (متوفای 599 ه - (

حکیم داستان سرای گنجه، صاحب شاهکارترین داستانهای عاشقانه، هم به یاد خضر بوده است. نظامی عشق مریدانه ای نسبت به خضر دارد و از اول مخزن الاسرار تا پایان شرفنامه و اقبالنامه که فصلی را به او اختصاص می دهد حضور خضر؛ پیر سبز پوش نظامی را می توان حس کرد. در مخزن الاسرار در نعت پیامبر چنین سروده:

خضر عنان زین سفر خشک تافت دامن خود تر شده ی چشمه یافت

(مخزن الاسرار/ 18/13)

در مدح بهرامشاه می گوید: تو چون خضری با منش سکندر؛

خضر سکندر منش چشمه رای قطب رصد بند مجسطی گشای

(مخزن الاسرار/ 11/14)

خضر، اسکندر، چشمه، مراعات النظیری است که در ابیات دیگر هم می توان نمونه ی آن را یافت؛ ولی خضر اسکندر را رها می کند و در پی نجات گمراهان بر می آید.

حضور نجات بخش خضر را بیش از همه جا در هفت پیکر، در داستان ماهان می توان دید. آنجا که خضر به کمک ماهان می آید و او را که از دیوان می گریزد، راهنمایی می کند. ماهان؛

ساعتی درخدای خود نالید روی در سجده گاه خود مالید

چونکه سر بر گرفت در بر خویش دید شخصی به شکل و پیکر خویش

سبز پوشی چو فصل نیسانی سرخ رویی چون صبح نورانی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه