خضر در ادبیات صفحه 149

صفحه 149

ص:158

اسکندر پس از آن باز هم به جستجو می پردازد اما «چو نومید شد عاقبت بازگشت» و در این غم بود که هاتفی از گوشه آواز داد: هر کس روزی خود را می برد، یکی چون اسکندر می جوید و نمی یابد و دیگری چون خضر نجسته می یابد.

سکندر که جست آب حیوان ندید نجسته به خضر آب حیوان رسید

(کلیات نظامی، 78/1165)

و در اینجا تقدیر را بیان می کند، درسی که در ضمن این داستان می توان به خاطر سپرد و در داستان نظامی پس از آنکه مادیان، سکندر را از ظلمات نجات می بخشد:

نیفتاد از آن تاب در تافتن که روزی به قسمت توان یافتن

نرنجید اگر ره به حیوان نبرد که درراه حیوان چوحیوان نمرد

(کلیات نظامی، شرفنامه 7/1166)

اسکندر به تقدیر خویش راضی می شود و غم را فراموش می کند و تنها انسان آرمانی نظامی؛ یعنی خضر، بدان دست می یابد.

وجه تسمیه ی اسکندر به ذوالقرنین

گفتیم در ادبیات تشخیص اسکندر و ذوالقرنین از همدیگر مشکل است و گاه آنها را یک شخص می دانند، گرچه در تاریخ معمولاً اسکندر و ذوالقرنین را دو شخص متفاوت می دانند، نظامی ذوالقرنین را لقب اسکندر می داند و علت چنین لقب گرفتن او را شرح می دهد:

سخن را نگارنده ی چرب دست به نام سکندر چنین نقش بست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه