خضر در ادبیات صفحه 151

صفحه 151

ص:160

بر آن گوش چون تاج انگیخته ززر داشتی طوقی آویخته

ززرگوش را گنجدان داشتی چو گنجش ز مردم نهان داشتی

بجز سر تراشی که بودش غلام سوی گوش او کسی نکردی پیام

(کلیات نظامی، اقبالنامه 1/1331)

1 - سکندر را ذوالقرنین گفتند؛ چون مشرق و مغرب را در هم نوردید و در عربی شرق و غرب را قرن گویند.

2 - دو دستی تیغ بر جایگاه جمشید زد و او را شکست داد.

3 - چون دو گیسوی بافته و بلند داشت و قرن به معنای گیسو هم در لغت عرب وجود دارد.

4 - دگر این که در خواب دید مشرق و مغرب فلک را از دست آفتاب گرفت.

5 - دو قرن عمر کرد؛ یعنی شصت سال و قرن در عربی به معنای سی سال است.

6 - و به قول ابومعشر بلخی؛ یونانیان پس از مرگ اسکندر صورت او را نقش کرده و بر دو طرف وی دوصورت فرشته نیز تصویر کردند که بر سر هیکل آن فرشتگان دو شاخ بود. کنایه از این که اسکندر بر انگیخته از طرف خداست و دو فرشته از طرف خدا بر چپ و راستش پاسبانند ولی چون آن لوح از یونان به دست عرب افتاد، فرشته ی شاخ دار را اسکندر فرض کردند و اسکندر را ذوالقرنین گفتند.

7 - اسکندر را دو گوش بوده از اندازه بیش (بزرگتر از حد معمول) و برای پنهان داشتن گوش خود، طوقی از زر پیرامن گوش بسته و گوش را گنج وار پنهان ساخته بود. نظامی، اسکندر و ذوالقرنین را دو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه