خضر در ادبیات صفحه 152

صفحه 152

ص:161

شخص جدای از هم نمی داند، بلکه ذوالقرنین را لقبی برای اسکندر ذکر می کند و دلالیلی هم برای آن می آورد و حتی نام کتابی که مطالب خود را از آن گرفته (الوف ابو معشر بلخی) ذکر می نماید.

در توضیح شخصیت اسکندر اقوال رایج زمان خویش را چنین نقل می کند:

مبین سرسری سوی آن شهریار که هم تیغ زن بود و هم تاجدار

گروهیش خوانند صاحب سریر ولایت ستان بلکه آفاق گیر

گرو هی زدیوان دستور او به حکمت نبشستند منشور او

گروهی ز پاکی و دین پروری پذیرا شدندش به پیغمبری

(کلیات نظامی، شرفنامه 42/933)

گروهی او را پادشاهی جهانگیر و شجاع می دانستند، گروهی او حکیم و گروه سوم پیامبری او را قبول داشتند و نظامی هر سه قول را به ترتیب در داستان خویش آورده و به هم پیوند داده است.

تصویر خضر در شعر سعدی

افصح المتکلمین زبان فارسی که نثرش در حد اعلا و شعرش در اوج شکوفایی و زیبایی شعر غنایی است، درباره ی خضر سخن تازه ای نمی گوید و تصویر جدیدی ارائه نمی دهد، تصویر که در معنای محدود عبارت است از تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه، و در شعر سعدی نسبتاً کم و در بعضی غزلها بسیار کم است جایی که سعدی از تصویر استفاده می کند. اغلب تصویرهای عام و شایع به کار می برد و گویی به تداعیهای مأنوس ذهن خوانندگان توجه دارد ولی آنجا که تصویر را در معنای وسیع آن در نظر بگیریم یعنی هر نوع کار برد زبانی که در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه