خضر در ادبیات صفحه 164

    صفحه 164

    ص:173


    1- (1) آنندراج - آب.
    2- (2) دانشنامه قرآن.
    3- (3) فرهنگ اشارات ادبیات فارسی، ص 124.

    چو آب خضر در سیاهیش برد زخرگاه سوی ماهیش برد

    (همای و همایون، 176)

    هر کسی مطابق طبع خویش آب حیات را به گونه ای تفسیر و تعبیرکرده است. شاعران به گونه ای و عارفان به نحوی دگر؛ بعضی گفته اند: که منظور از آب حیات همان علم لدنّی خضر است.(1) کسی که به چنین علمی برسد به زندگی جاودانه دست یافته است.

    در تعبیری عارفانه؛ تابش انوار و تجلّیات الهی را آب حیوان می دانند. نسفی گوید: «چندین گاه است که می شنوی که آب حیات در ظلمات است و نمی دانی که آب حیات چیست و ظلمات کدام است منظور از آب حیات دریای نور است. ملکوت دریای نور است و ملک دریای ظلمت و این دریای نور، آب حیات است و در ظلمت است اسکندری می باید که در ظلمات یعنی جهان طبیعت رود و از آن بگذرد و به آب حیات رسد»(2).

    یا این که مراد از آب حیات؛ معرفت حقیقی است که دلها به معرفت زنده گردد. شاه نعمت الله گوید(3):

    گرنه آب حیات معرفت است عین کوثر بگو که کوثر چیست

    آب حیات در اصطلاح سالکان، کنایت از چشمه ی عشق و محبت است که هر که از آن چشد هرگز معدوم و فانی نگردد؛ «لب تشگان به مشرب خضر، لب

    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه