ص:173
1- (1) آنندراج - آب.
2- (2) دانشنامه قرآن.
3- (3) فرهنگ اشارات ادبیات فارسی، ص 124.
چو آب خضر در سیاهیش برد زخرگاه سوی ماهیش برد
(همای و همایون، 176)
هر کسی مطابق طبع خویش آب حیات را به گونه ای تفسیر و تعبیرکرده است. شاعران به گونه ای و عارفان به نحوی دگر؛ بعضی گفته اند: که منظور از آب حیات همان علم لدنّی خضر است.(1) کسی که به چنین علمی برسد به زندگی جاودانه دست یافته است.
در تعبیری عارفانه؛ تابش انوار و تجلّیات الهی را آب حیوان می دانند. نسفی گوید: «چندین گاه است که می شنوی که آب حیات در ظلمات است و نمی دانی که آب حیات چیست و ظلمات کدام است منظور از آب حیات دریای نور است. ملکوت دریای نور است و ملک دریای ظلمت و این دریای نور، آب حیات است و در ظلمت است اسکندری می باید که در ظلمات یعنی جهان طبیعت رود و از آن بگذرد و به آب حیات رسد»(2).
یا این که مراد از آب حیات؛ معرفت حقیقی است که دلها به معرفت زنده گردد. شاه نعمت الله گوید(3):
گرنه آب حیات معرفت است عین کوثر بگو که کوثر چیست
آب حیات در اصطلاح سالکان، کنایت از چشمه ی عشق و محبت است که هر که از آن چشد هرگز معدوم و فانی نگردد؛ «لب تشگان به مشرب خضر، لب