خضر در ادبیات صفحه 166

صفحه 166

ص:175


1- (1) قواعد العرفاء آداب الشعراء، ص 4.

به تاریکی درون آب حیات است، یعنی در دورن این ظلمات کثرات، آب حیات وجود واحد مطلق مخفی و پنهان است که هستی و حیات همه ی اشیا از اوست(1).

در اصطلاح شعرا کنایه از سخن و کلام صاف و پاک و دهان معشوق و تکلم او باشد(2) و همچنین عشق و محبت معشوق را آب حیات جان عاشق دانسته اند(3).

مولانا و آب حیات

شعر مولانا از عطاروسنایی سرمشق دارد؛ لیکن شور و هیجانی که در بیت بیت مثنوی و کلیات شمس موج می زند؛ اولین وجه تمایز او با شعرهای عارفانه دیگر است. دیگر گستردگی مطالب و مفاهیم و مضامین عرفانی در شعر او قابل توتجه است. همچنین برداشتها و تاویلهای عرفانی و رمزی او از داستان خضر بیشتر است و در اشعار او عناصر داستان خضر جایگاه خاصی دارند.

در میان بزرگان ادب پارسی، مضمون اندیشی پیرامون آب حیات، در شعر مولانا تنوّع و گسترش خاصی یافته و به زیبا ترین شکل ممکن در آب حیات سخنان او متجلّی شده است.

این شنیدی مو به مویت گوش باد آب حیوان است خوردی نوش باد

آب حیوان خوان مخوان این را سخن روح نوبین در تن حرف کهن

(مثنوی، 2655/133/1)

او به آنان که آب حیات سخنش را می نوشند، نوش باد می گوید و در جای دیگر با مهارت بی مانندی به بداندیشان قاصر فهمی که بر مثنوی طعنه می زنند و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه