خضر در ادبیات صفحه 167

صفحه 167

ص:176


1- (1) گلشن راز، ص 84.
2- (2) برهان قاطع، 1 - آت.
3- (3) فرهنگ کنایات، ص 5.

آن را سخنی پست می دادند، پاسخ می گوید و بسیار رندانه بی آن که اشاره کند. ابتدا مثنوی را به قرآن تشبیه می کند و سپس قرآن را آب حیاتی می داند که عاشقان را زندگی واقعی می بخشد و از مرگ دل می رهاند. به این ترتیب اگر چه به ظاهر، قرآن را وصف می کند و می ستاید به طور ضمنی و همراه با ایهامی دل انگیز، مثنوی را هم قرآن وهم آب حیات می داند:

خربطی ناگاه از خر خانه ای سر برون آورد چون طعّانه ای

کاین سخن پست است یعنی مثنوی قصه ی پیغمبر است و پیروی

چون کتاب الله بیامد هم بر آن این چنین طعنه زدند آن کافران

که اساطیر است و افسانه و نژند نیست تعمیقی و تحقیقی بلند

ای سگ طاعن تو عوعومی کنی طعن قرآن را برون شو می کنی

تا قیامت می زند قرآن ندا ای گروه جهل را گشته فدا

من کلام حقم و قائم به ذات قوت جان جان و یاقوت زکات

نک منم ینبوع آن آب حیات تا رهانم عاشقان را از ممات

(مثنوی، 4279/590/3)

در همین جا مولانا با تمثیلی بسیار جالب مردم را به پیروی از پیامبران دعوت می کند و از آنان می خواهد تا طعنه ی خلقان را باد شمرند و از جوی نطق انبیا، آب حیات نوشند؛ تا چشم دلشان به نور عمل روشن گردد. حتی از کوردلان غافل و تشنه لب نیز می خواهد که راه تقلید پیش گیرند و «مشک وجودشان را از جوی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه